نيرويى بسيار كمتر از سپاهيان او ، عليه وى لشكركشى كردند ؛ تباييان به كمك شهر آمده و شهر را به امانت گرفته ، ولى آن را باز پس ندادند .
( 2 ) همزمان با اين رخدادها ، ساكنين كوس « 1 » به شهرى كه اكنون در آن مىزيند ، نقل مكان كرده و از آن شهر بزرگى ساختند : آنان جمعيت بىشمارى را در آنجا گرد آورده ، باروهاى پرهزينه و بندرى باشكوه را در آنجا بنا كردند . از آن زمان تاكنون ، كوس همواره شاهد افزايش درآمدهاى حكومتى و دارايىهاى بزرگان شهر است و در يك كلام ، اين شهر مىتواند با مهمترين شهرها پهلو زند .
( 3 ) مقارن با اين وقايع ، پادشاه پارس فرستادگانى را روانه ساخت و آنها ، يونانيان را متقاعد كردند كه به جنگها پايان داده ، صلح همگانى را با يكديگر منعقد كنند « 2 » .
بدينسال ، جنگ تحت عنوان لاكونى - بئوسى « 3 » پايان گرفت . اين جنگ كه همزمان با نبرد لوكتر آغاز شده بود ، 5 سال به طول انجاميد .
( 4 ) در اين عهد مردانى زندگى مىكردند كه سزاوار است به واسطهى شايستگىشان به جاودانگى دست يابند « 4 » : ايزوكرات خطيب و شاگردانش ؛ ارسطوى فيلسوف ؛ آناكسى منس لامپساكى « 5 » ؛ افلاطون آتنى ؛ آخرين فيلسوفان مكتب فثياغورثى « 6 » ؛ گزنفون كه اثر تاريخىاش را در سنين كهولت به رشتهى تحرير درآورد ( او مرگ اپامى نونداس را كه اندك زمانى بعد رخ مىدهد ، روايت مىكند ) ؛ آريستيپ « 7 » ، آنتيستن « 8 » و همچنين اشين اسفتوسى « 9 » از پيروان
هامش
( 1 ) . دربارهى اين شهر ر . ك : استرابون ( جغرافيا ، 14 ، 2 ، 19 )
( 2 ) . گزنفون ( 7 ، 4 ، 6 - 11 ) از صلح همگانى سخنى نمىگويد بلكه به صلحى دو جانبه ميان تب و كورنت اشاره دارد . حتى اگر صلح 366 - 365 پ . م صلحى همگانى بود ، غيرمحتمل است كه اسپارت بهخاطر مسئلهى مسنيان بدان پيوسته باشد .
( 3 ) .LaguerreLaconico - beotienne( 4 ) . ر . ك به : ديودور سيسيلى ( 12 ، 1 ، 4 - 5 )
( 5 ) .Anaxi menesdeLampsaque( 6 ) .L'ecol epythagoricienne( 7 ) .Aristippe( 8 ) .Antisthene( 9 ) .Eschinesphettos