( 3 ) بارى ، پيشگويى از جانب ايزد ، وى را آگاه ساخت كه در آن هنگام كه وى ، بر بهتر از خويش پيروز شود ، جان خواهد سپرد : دنيس اين پيام غيبى را اينگونه تأويل مىكرد كه منظور آن ، كارتاژياناند ، زيرا آنها را برتر از خويش مىپنداشت . همچنين در جنگهاى پرشمارى كه با آنها كرده بود ، عادت هميشگىاش براين بود كه هنگام پيروزى پاپس كشيده و شكست را به ميل خويش پذيرا شود تا هرگز برتر از آنها نمايان نگردد .
( 4 ) با اين حال ، بهرغم همهى نيرنگ بازىهايش ، نتوانست از آنچه كه تقدير مقرر ساخته بود ، بگريزد : شاعر بىمايهاى - اينگونه نيز پنداشته مىشد - كه در آتن ، شاعران برتر از خويش را شكست داده بود ؛ پس حق دارند كه بگويند مرگش كه پيامد پيروزىاش بر بهتر از خويش بود مطابق نداى غيبى بوده است .
( 5 ) دنيس جوان ، به مانند جبارى ، جانشين وى شد . او مردم را در مجمع عمومى گردهم آورد و با سخنان قاطعانهاش از آنان خواست ، مهرى را كه بخشى از ميراث پدرىاش بود ، برايش حفظ كنند . آنگاه پس از آنكه مراسم خاكسپارى باشكوهى براى پدرش برگزار كرد و وى را در آكروپول - نزديك دروازههاى شاهى - به خاك سپرد ، قدرت را در امنيت كامل اعمال كرد .
367 - 366 پ . م 75 .
( 1 ) هنگامى كه پولى زلوس « 1 » آرخونت آتن بود ، به دليل شورشهاى داخلى ، ديگر صاحب منصبى در روم يافت نمىشد . در يونان ، آلكساندروس جبارفرس كه در تسالى ، كينهها و عقدهها عليه شهر اسكوتوسا « 2 » در ذهنش خلجان مىكرد اهالى شهر را به مجمع فراخوانده ، آنان را توسط مزدورانش محاصره كرد و جملگى آنها را از دم تيغ گذراند . اجساد كشتهشدگان را در خندقى مقابل باروها انداخت و شهر را تمام و كمال ويران كرد .
هامش
( 1 ) .Polyzelos( 2 ) .( Scotoussa )؛ شهر پلاسژيوتيد ، واقع بر بلندىهايى كه دشت فرس را از دشت فارسال جدا مىكرد .