مراقبت از شهر خويش همت گمارده ، نمايندگانى را به آتن گسيل داشتند تا از آنان درخواست كمك كنند . آتنيان برآن شدند به يارى كورسير و تبعيديان زاسنت بشتابند . آنان كتزيكلس « 1 » را به فرماندهى تبعيديان منصوب و به زاسنت گسيل داشتند « 2 » و مشغول فراهم آوردن تداركات شدند تا ناوگانى به كورسير روانه سازند .
( 4 ) هم زمان با اين رخدادها « 3 » ، در بئوسى ، ساكنين پلاته در پى اتحاد با آتن بودند و از آتنيان خواستند تا سربازانى را براى آنها گسيل دارند : آنها برآن شده بودند ، شهر خويش را به آتن واگذارند . بئوتاركها كه از اين بابت نسبت به ساكنين پلاته در خشم شده بودند و مىخواستند بر نيروهاى كمكى آتنيان پيشدستى كنند ، بىدرنگ با سپاهيان چشمگيرى عليه پلاته لشكركشى كردند .
( 5 ) آنها به نزديكى شهر پلاته رسيدند ، در آنجا افراد اندكى اين حمله را پيشبينى كرده بودند ، بيشتر ساكنين پلاته ، در دشت ، توسط سوارهنظام غافلگير شدند و اين سوارهنظام بر آنها فايق آمدند . سايرين به شهر پناه جستند ، امّا نبود متحدى ، آنان را واداشت تا توافقى به سود دشمن منعقد سازند : آنان مىبايست شهر را ، همراه اسباب و اثاثيهشان ترك گويند و بازگشت به بئوسى براى هميشه براى آنان ممنوع شد .
( 6 ) آنگاه تباييان ، پلاته را ويران كردند « 4 » ؛ همچنين تسپى را كه با آنان در دشمنى بود ، به غارت بردند « 5 » . ساكنين پلاته همراه با زنان و فرزندان خويش به آتن پناهنده شدند ؛ آتنيان با اعطاى حقوق شهروندى « 6 » به آنها ، خيرخواهى خويش را نشان دادند . چنين بود وضع امور در بئوسى .
هامش
( 1 ) .Ctesicles( 2 ) . به نظر مىرسد كه ديودور دو لشكركشى را به كتزيكلس منسوب مىدارد ( 47 ، 4 - 6 ) ، در حالى كه گزنفون تنها از لشكركشى دوّم سخن به ميان مىآورد .
( 3 ) . پوزانياس ( 9 ، 1 ، 8 ) اشاراتى دارد كه اندكى متفاوت است . تصرف پلاته ، تحت آرخونتى آستيوس ( 372 - 373 پ . م ) دو سال قبل از نبرد لوكتر روىداده است ؛ بنابراين تصرف در طول تابستان 373 پ . م انجام پذيرفت .
( 4 ) . دربارهى وقايع ناگوار روى داده در پلاته ؛ ن . ك به : ايزوكرات ، پلاتائيك( LePlataique ).
( 5 ) . ر . ك به : گزنفون ، تاريخ يونان ( 6 ، 3 ، 1 )
( 6 ) .Isopolitie