نتوانست آژيريان را به طرف خويش جلب كند و نيز دريافت كه سيراكوزيان شروع به حركت كردهاند ، بيش از اين ، پيشروى را جايز نديد .
( 3 ) دنيس كه مىدانست كارتاژيان راه خشكى را در پيش گرفتهاند ، بىدرنگ سربازان سيراكوزى و تعدادى مزدور را گردهم آورده ، پيشاپيش بيش از بيست هزار سرباز قدم در راه نهاد .
( 4 ) وى پس از آنكه به نزديكى دشمن رسيد نمايندگانى را به سوى آژيريس ، حاكم آژيرها - كه در آن هنگام پس از دنيس قدرتمندترين جبار سيسيل بود - روانه ساخت .
( 5 ) آژيريس ، در واقع ، حاكم تمامى سرزمينهاى قدرتمند اطراف بود و بر شهر آژيرها - كه نزديك به بيست هزار شهروند داشت - حكم مىراند . همچنين در ارگ اين شهر مبالغ هنگفتى پول ذخيره شده بود كه آژيريس پس از كشتن توانگرترين شارمندان شهر ، آنها را به تملك خويش درآورد .
( 6 ) دنيس همراه عدهى كمى داخل شهر شد و آژيريس را متقاعد ساخت كه با خلوص نيت به اتحادش درآيد ؛ در عين حال به وى وعده داد كه بخش وسيعى از سرزمين مجاور را پس از پايان جنگ ، در اختيار وى بگذارد .
( 7 ) آژيريس در ابتدا آذوقه و ديگر تجهيزات لازم را براى سپاه دنيس فراهم كرد ؛ آنگاه نيروهايش را آراسته ، به سپاه دنيس ملحق نمود و به كارتاژيان اعلان جنگ داد .
96 .
( 1 ) چون ماگون در سرزمين دشمن اردويش را برپا داشته و از فقدان آذوقه در رنج بود ، سخت نگران شد : نيروهاى آژيريس اين سرزمين را به خوبى مىشناختند و در فراوانى نعمت به سر مىبردند و كاروانهاى آذوقهى دشمنان را به تصرف خويش درمىآوردند .
( 2 ) هرچند كه سيراكوزيان براين عقيده بودند كه بايد با جنگى تمامعيار ، فرجام اين نبرد را هرچه سريعتر رقم زنند ؛ ولى دنيس با آن مخالف بود و به آنها گفت كه خواهند توانست بىزحمت ، به واسطهى گذر زمان و قحطى ، بربرها را از پاى درآورند . در اين بين ، سيراكوزيان خشمگين ، دنيس را رها كردند .