تورومنيوم مىزيستند ، مخالف اين نقشه بودند بهتر ديد كه ابتدا به آنها حمله كند .
( 5 ) بنابراين سپاهش را راهى ساخت و مقابل ناكسوس اردو زد ؛ وى بىآنكه از محاصره دست كشد زمستان را در آنجا گذراند ، با اين اميد كه سيكولها اين كوه را كه اندك زمانى پيش بر آن مستقر شده بودند ، رها سازند .
88 .
( 1 ) سيكولهاى تورومنيوم ، بر پايهى روايتى كهن ، مىدانستند كه هنگامى كه نياكانشان اين بخش از جزيره را در اختيار داشتند ؛ يونانيانى كه از دريا آمده بودند ، ناكسوس را بنا كرده ، ساكنين نخستين آن را راندند . از اين روى ، مىپنداشتند كه به ميهن خويش بازگشتهاند و به حق ، عليه يونانيانى كه با نياكانشان به شيوهاى ننگين رفتار كرده بودند ، وارد كارزار شدهاند . بنابراين براى پاسدارى از كوهى كه در اشغال خويش داشتند از جان مايه گذارده و در غيرت - براى پاسدارى از آن - با هم هماوردى مىكردند .
( 2 ) با آغاز نبرد ، زمستان نيز از راه رسيد و تمام اطراف دژ پوشيده از برف شد . دنيس با مشاهده اينكه سيكوليان از استحكام و بلندى باروها دل استوارند و از پاسدارى دژ چشم پوشيدهاند ، از شب بسيار تاريك و طوفانى براى حمله به پاسگاههاى بسيار مرتفع بهره جست .
( 3 ) وى پس از آنكه رنجها و مرارتهاى زيادى ، براى عبور از راهى پر از پرتگاه و برفى سنگين برتافت يكى از بلندىها را فتح كرد . صورت دنيس از سرما يخ زده بود و چشمهايش نيز آسيب ديدند . با اين حال ، وى بر نقطهاى ديگر حمله كرد و نيروها را به شهر هدايت كرد ؛ اما سيكولها كه گردهم آمده بودند ، اين نيروها را به عقب راندند . دنيس خود در اين هزيمت و فرار با نيروها همراه گرديد و به واسطهى ضربهاى كه بر زرهاش وارد آمد ، سرنگون شد و نزديك بود كه جانش را از دست بدهد .
( 4 ) سيكولها پس از در اختيار گرفتن بلندىها ، بيش از ششصد تن از سربازان دنيس را هلاك كردند . تقريبا تمامى سربازان ، جنگافزارهايشان را از دست دادند و دنيس ، تنها توانست زرهاش را با خود به همراه بياورد .
( 5 ) آگريژانتها و مسينيان با شنيدن خبر ناكامى دنيس ، هواداران وى را