( 3 ) وى چون مىدانست لاسدمونيان اهميت زيادى براى هاتفان « 1 » قائلند ، سعى كرد تا با دادن رشوه ، نظر كاهنهى دلف را به سوى خويش جلب كند و بر اين اميد بود كه اگر بتواند كاهنه را با نياتش همداستان سازد به راحتى به منظورش دست خواهد يافت .
( 4 ) چون در فريفتن هاتف دلف از راه وعدهى پرداخت پول ، ناكام شد از طريق شخصى به نام فركرات « 2 » - اهل آپولونى « 3 » - كه با اعضاى معبد رابطهى دوستى داشت - باب مذاكره را با كاهنههاى دودون « 4 » دربارهى همين موضوع باز كرد .
( 5 ) چون در اين امر نيز توفيقى به دست نياورد ، سفرى به سيرن كرد ، به اين بهانه كه نذرى كه به ژوپيتر آمون كرده بود به جاى آورد ؛ ولى در واقع مىخواست هاتف آنجا را تطميع سازد . با مبالغ پولى كه با خود برده بود بر اين اميد بود كه كاهنان را با خود همداستان سازد .
( 6 ) زيرا ليبيس « 5 » ، پادشاه اين نواحى ، با پدرش رابطهى دوستى داشت و برادر ليزاندر نيز به خاطر اين دوستى ليبيس نام گرفته بود .
( 7 ) با وجود اين نه تنها از اين راهها در تطميع هاتف طرفى نبست ، بلكه كاهنان معبد نمايندگانى را روانه ساختند تا ليزاندر را - به خاطر اينكه خواسته بود هاتف را از راه به در كند - متهم سازند .
ليزاندر در بازگشت به لاسدمون به نوعى ، خود را از اتهامى كه به وى وارد شده بود تبرئه كرد .
( 8 ) لاسدمونيان در آن زمان از نيتش كه سرنگونى سلطنت موروثى هراكليدها بود بىخبر بودند . اندكى پس از مرگ ليزاندر ، وقتى در خانهاش در جستجوى حسابهاى پول بودند ، خطابهاى را يافتند كه با دقت به نگارش درآمده
هامش
( 1 ) . ر . ك به : سيسرون ، در باب پيشگويى ( 1 ، 43 )
( 2 ) .Pherecrate( 3 ) .( Apollonie )؛ شهرى واقع در ايلرى
( 4 ) .Lespr etressesdedodone( 5 ) .Libys