كتاب چهارم : كاليستن ، افوروس ، تئوپمپوس ، تيمائوس
كتاب پنجم : دوسياداس « 1 » ، افوروس ، اپيمنيد « 2 » ، لائوستنيداس « 3 » ، فيليستوس « 4 » ، سوسيكراتس « 5 » ، تيمائوس ، زنون رودسى « 6 »
كتاب ششم ( قطعات بازمانده ) : اومر « 7 »
كتاب هفتم ( قطعات بازمانده ) : آپولودور آتنى ، فابيوس پيكتور « 8 » ، تئوپمپوس كتاب دهم ( قطعات بازمانده ) : هرودوت
كتاب يازدهم : هرودوت
كتاب دوازدهم : آنتيوخوس سيراكوزى « 9 » ، افوروس ، توسيديد « 10 »
كتاب سيزدهم : آپولودور ، افوروس ، فيليستوس ، پولى كلايتوس لاريسى « 11 » ، تئوپمپوس ، توسيديد ، تيمائوس ، گزنفون
هامش
( 1 ) .( Dosiadas )؛ نويسنده و شاعر قرن سوم پ . م .
( 2 ) .( Epimenide )؛ نويسنده ، شاعر ، فيلسوف و قانونگذار سدهى ششم پ . م . روايات عاميانه از وى شخصيتى افسانهاى ساختهاند . آوردهاند كه وى 57 سال در غارى خوابيد و پس از برخاستن از خواب شروع به پيشگويى كرد .
( 3 ) .Laosthenidas( 4 ) .( Philistos )؛ مورخ يونانى كه در سال 430 پ . م در سيراكوز به دنيا آمد و در سال 356 پ . م وفات يافت .
وى دنيس بزرگ را در رسيدن به قدرت و تثبيت آن يارى رساند ، اما بعدها با اين جبار مشاجره كرد و نفى بلد شد . اثرى تحت عنوان تاريخ سيسيل نوشت .
( 5 ) .Socicrates( 6 ) .ZenondeRhodes( 7 ) .( Evhemere )؛ ( 340 - 260 پ . م ) نويسنده و فيلسوف يونانى . وى در اثر خويش تحت نام تاريخ مقدس كه امروزه در دسترس نيست ، اين انديشه را كه خدايان در اصل انسانهاى بزرگى بوده و مردم آن دوران آنها را به خاطر كارهاى نمايانشان به درجهى خدايى رساندند ، بسط داده بود .
( 8 ) .( FabiusPictor )؛ مورخ سدهى سوم پ . م . وى نخستين تاريخ روم را به زبان يونانى و به نثر نوشت و از اينرو ، او را پدر تاريخ روم لقب دادهاند . او در اثر خويش بناى شهر روم را در سال 748 پ . م دانسته است .
( 9 ) .Anth iochosdeSyracuse( 10 ) . ديودور در اين كتاب ( كتاب دوازدهم ، فصل 37 ، بند 2 ) با اشاره به آغاز تاريخ توسيديد ، بيان مىدارد كه اين اثر مشتمل بر هشت كتاب است ، ولى بر پايهى روايتى ديگر از نه كتاب تشكيل شده است . همين اشاره در كتاب سيزدهم ( فصل 42 ، بند 5 ) آورده شده است . در همين فصل ديودور متذكر مىشود كه تاريخ توسيديد در 411 / 410 پ . م پايان مىپذيرد و اين مقارن با زمانى است كه هلنيكاى گزنفون شروع مىشود .
( 11 ) .Poly cleitosdeLarissa