تئوپمپوس « 1 » ، توسيديد ، گزنفون .
كتاب دوم : آتنايوس « 2 » ، كليتارخوس « 3 » ، كتزياس ، هكاته ابدرى ، هرودوت ، ايامبولوس « 4 »
كتاب سوم : آگاتارخيد ، آرتميدور افسى ، دنيس اسكيتوبراخيون « 5 » ، كاليستن « 6 »
هامش
( 1 ) .( Theopompos )؛ مورخ يونانى ، وى در سال 378 پ . م در خيو( Chio )چشم جهان گشود و در سال 323 پ . م در مصر از دنيا رفت . زندگى پرفراز و نشيب داشت و بسيار سفر كرد . ابتدا به فن بلاغت روى آورد و خطيب معروفى شد . سپس به نگارش تاريخ پرداخت و اثرى تحت عنوان تواريخ هلنىHistoires ) ( Helleniquesنوشت . اين اثر ادامهى تاريخ توسيديد بود و رويدادهاى جنگ كنيد( Cnide )بين سالهاى 411 - 394 پ . م . را دربرمىگرفت . اثر ديگرى تحت عنوان فيليپيك( Philippiques )نوشت كه شرح تاريخ يونان از سال 362 ( تاريخ هلنيكHelleniquesگزنفون با شرح رويدادهاى اين سال پايان مىپذيرد . ) تا مرگ فيليپ در سال 336 پ . م را شامل مىشد . وى مورخى دقيق ، ولى بيش از اندازه در بند سبك و اسلوب نگارش بود .
( 2 ) .( Athenaios )؛ نويسندهى يونانى سدهى دوم پ . م . وى را اتنائوس نوكراتيسى هم مىگويند ، زيرا در نوكراتيس واقع در مصر به دنيا آمد و در آنجا زندگى كرد . معروفيت وى به خاطر تدوين گلچينى از امثال و حكم تحت عنوان ديپنوسوفيستا( Deipnosophistae )يا ضيافت فرهيختگان است . در اين اثر شخصيتهاى مختلف دربارهى موضوعات گوناگون از جمله غذا ، سلامتى ، موسيقى ، زبانشناسى به بحث مىنشينند .
همچنين در اين اثر ، نقل قول نزديك به 500 تن از نويسندگان يونان كه اكنون آثارى از آنها در دست نيست آورده شده است . گفته مىشود ديپنوسوفيستا اثرى ارزشمند در روشن كردن زواياى مختلف زندگى مردم جهان باستان به شمار مىآيد .
( 3 ) .Clitarchus / Clitarque( 4 ) .Iamboulos( 5 ) .De nysScytobrachion( 6 ) .( Callisthene )؛ مورخ يونانى ( 360 - 327 پ . م ) . وى برادرزاده ارسطو بود و همچون اسكندر نزد او تعليم ديد . اسكندر در هنگام لشكركشى به آسيا از او خواست كه وى را به عنوان كاتب رسمىاش همراهى كند . كاليستن نيز درخواست اسكندر را پذيرفت و او را در لشكركشى به آسيا همراهى كرد . در ابتدا اسكندر را با ايزدان مقايسه مىكرد ، ولى بعدها مخالف سرسخت او شد و او را به خاطر در پيش گرفتن روش زندگى شاهان ايرانى و تنآسايى ، سخت به باد انتقاد گرفت . به جرم همدستى در توطئه عليه اسكندر محكوم به مرگ شد . كاليستن نويسندهاى چيرهدست بود و اثرى به نام هلنيكا( Hellenika )را نوشت كه گاهشمار جنگ مقدس ( 357 - 346 پ . م ) بود . همچنين حكايت لشكركشى و فتوحات اسكندر را با بهره جستن ازEphemeridesيا دفاتر شاهى به رشتهى نگارش درآورده بود . نام اين اثرP raxeisAlexandrouبود . آثار او همگى از بين رفتهاند . لازم به ذكر است كه شاهان مقدونى تمامى مذاكرات ، كارها ، ملاقاتها و دادوستدهاى روزانهى خويش را در اين دفاتر شاهى ضبط مىكردهاند . در زمان مرگ اسكندر اين دفاتر شاهى در دست اومنس كاريهاى( EumenesofCardia )بود . آريان و همچنين پلوتارك براى شرح روزهاى آخر عمر اسكندر به اين دفاتر استناد كردهاند .