تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
جوامع كنونى همچون شاخه هاى خشكيده يك درخت ، بلكه مانند غده سرطانىاند كه براي نجات بيمار چاره اى جز ريشه كنى آن وجود ندارد ، هر چند اين كار دشوار باشد . واما آنچه موجب آرامش خاطر ترديد كنندگان در اين سياست مىگردد اين است كه أولا امام عهدنامه معروفي از پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) با خود دارد وثانياً خداوند به آن حضرت دانش وآگاهى خاصي نسبت به باطن مردم وشخصيت آنان عنايت مىفرمايد وحضرت در پرتو اين نور الهى به اشخاص مىنگرد وهدايت آنها را مىشناسد ودواى دردشان را مىداند ، از اين رو بيم آن نمىرود افرادى كه اميد هدايتشان وجود دارد بدست امام ( عليه السلام ) كشته شوند ، همچنانكه خداوند در داستان خضر وموسى ( عليه السلام ) دليل كشته شدنِ آن جوان بدست خضر ( عليه السلام ) را جلوگيرى از به كفر وطغيان كشاندن والدين جوان بيان كرده است . علاوة بر آن روايات نشانگر اين است كه خضر ( عليه السلام ) با حضرت مهدى ( عليه السلام ) ظاهر شده واز ياران وهمكاران أو خواهد بود وحضرت مهدى ( عليه السلام ) قطعاً از علم لدنّى ( علم ناآموخته الهى ) كه خضر در اختيار دارد نيز برخوردار است . خداوند مىفرمايد : " ما أو را از جانب خود رحمت بخشيديم وأو را علم والهامى بىواسطه آموختيم " ( 1 ) آن دو بزرگوار از اين نعمتهاى الهى در بارور ساختن بذر خوبى ها ودفع شر از مؤمنان وريشه كنى فساد وتباهى پيش از آنكه درخت پليدى گردد ، استفاده مىكنند . . به احتمال قوى فعاليت هاى خضر ( عليه السلام ) ويارانش در حكومت مهدى ( عليه السلام ) آشكار وعلني است وآن بزرگواران بر مردم حق ولايت داشته ومىتوانند در قوانين ، مقررات وأوضاع ظاهري آن حكومت ، حق نقض داشته باشند . در روايات آمده
هامش
( 1 ) كهف - 65 .