تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
باقر ( عليه السلام ) روايت شده كه فرمود : " وقتي أو ( مهدى ) به ثعلبيه ( نام مكاني در عراق ) رسد ، مردى از بستگان وى كه از لحاظ جسماني وشجاعت قوىترين مردم ، بعد از حضرت است برخيزد وگويد ، اى آقا ! چه مىكنى ؟ به خدا قسم كه تو مردم را همچون گوسفندان از جلوى خود مىرانى ( يعنى همچون شبان ويا گرگ كه گله گوسفند را رم مىدهد ) آيا به فرمان پيامبر خدا ( صلى الله عليه وآله ) چنين كنى يا به چيز ديگر ؟ در اين هنگام شخصي كه عهده دار بيعت ( يعنى مسؤول گرفتن بيعت از مردم براي امام ) مىگويد : ساكت مىشوى يا گردنت را بزنم ، آنگاه قائم فرمايد : اى فلان خاموش باش ، آرى به خدا سوگند من منشورى از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) با خود دارم ، اى فلان آن صندوقچه را بياور ، صندوق را نزد أو آورد وامام منشور پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) را بخواند ، در اين هنگام مرد معترض گويد : فدايت شوم اجازه بده سرت را ببوسم ، امام سر را جلو مىبرد وأو بين دو چشم وى را بوسه مىدهد ومىگويد خدا مرا فداى تو گرداند دوباره با ما تجديد بيعت كن ، امام مجدداً با آنها بيعت مىكند " ( 1 ) بي ترديد نشانه ويا نشانه‌هائى وجود دارد كه ياران امام پى مىبرند ، آن نامه همان منشور معروف پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) است اما درخواست مجدّد آنها براي تجديد بيعت بدين جهت است كه ايراد واعتراض آنها خود نوعي اخلال در بيعت محسوب مىشود . ممكن است برخى ، مجازات وقتل ستمگران از سوى امام ( عليه السلام ) را سنگدلى وافراط در كشتار تعبير كنند اما در واقع آن اقدام امام ، مانند يك عمل جرّاحى است كه براي پاكسازى جامعه اسلامى وساير جوامع جهانى از لوث وجود سركشان وستم پيشگان ضرورت دارد وبدون آن هرگز بساط ظلم برچيده نشده وعدالت حاكميت نخواهد يافت واگر امام ( عليه السلام ) با سياستِ ملايمت وگذشت ، رفتار نمايد هرگز ترفندها وتوطئه هاى جديد مستكبران از بين نخواهد رفت . زيرا ستمگران در
هامش
( 1 ) بحار : 53 / 343 .