طولانى است . حتى مىتوان گفت روايت ، اشاره به اين نكته دارد كه حركت
زمينه ساز ظهور در إيران انگيزه وعلت خروج سفيانى است زيرا جنبش سفيانى
واكنشى است جهت روياروئى با موج فزاينده نهضت اسلامى كه زمينه ساز قيام آن
حضرت خواهد بود .
روايت حمايت از أمت محمد ( صلى الله عليه وآله ) ، توسط مردى از أهل بيت
أبو بصير از امام صادق ( عليه السلام ) نقل مىكند كه حضرت فرمود :
" اى أبو بصير ، أمت پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) را ما دام كه خاندان فلان بر مسند حكومت تكيه زده در گشايش
نخواهى ديد تا آنكه فرمانروائى آنان منقرض شود ، با تمام شدن حكومت آنان ، خداوند آن را به مردى از ما
أهل بيت ارزانى مىدارد كه روش أو بر أساس تقوى وعمل وى هدايت گر مردم است . در قضاوت وحكم ،
أهل رشوه نيست . به خدا سوگند من أو را با نام خودش ونام پدرش مىشناسم ، سپس مردى خواهد آمد ،
نيرومند وكوتاه اندام كه خالى بر صورت ودو نشانه بر بدن دارد . أو پيشوايى عادل ونگاهبان امانتهاى الهى
است ، دنيا را پر از عدل وداد نمايد آنگونه كه بدكاران پر از ظلم وجور كردهاند " ( 1 )
اين روايت ، قابل توجه ولى متأسفانه ناقص است ، علامه مجلسي آن را از سيد
بن طاووس نقل كرده كه مىگويد : اين روايت را در سال 662 در كتاب " ملاحم "
بطائنى ديده واز آن كتاب نقل كرده اما به صورت ناتمام ، بطائنى از ياران امام
صادق ( عليه السلام ) بوده ونسخه كتاب وى هم اكنون در دسترس نيست البتة ممكن است در
گوشه وكنار كشورهاى اسلامى در ميان كتاب هاى خطى وناشناخته موجود باشد . ( 2 )
بر أساس اين روايت سيد بزرگوارى از ذريه أهل بيت ( عليهم السلام ) پيش از ظهور حضرت
قائم ( عليه السلام ) حكومت مىكند ومقدماتِ دولت أو را فرآهم مىنمايد .
هامش
( 1 ) بحار : 52 / 269 .
( 2 ) كتاب اقبال سيد بن طاووس ص 599 .