پدر ومادرم بقربانت چه كسى آنان را مىكشد ؟ حضرت فرمود : آنها توسط برادرانى كه همچون شيطان ها ،
سياه چهره وبدبويند كشته مىشوند . حرص وطمعشان فراوان وغنيمتشان اندك است . خوشا به حال كسى
كه بدست آنها كشته شود . براي مبارزه با آنان گروهى پيش قدم شوند كه نزد مستكبرين آن زمان كم اهميت
ودر زمين ناشناس ودر آسمان معروفند . آسمان وزمين وآنچه در آنهاست برايشان مىگريند آنگاه أشك
در چشمان حضرت حلقه زد وفرمود : واي بر تو اى بصره از لشكرى كه نه گرد وغبار دارد ونه صدا . منذر
پرسيد : به خاطر غرق شدن ( بصره ) چه بر سر آنها مىآيد ؟ حضرت فرمود : اين لفظ ( واي ) دو دريچه
دارد . يكى رحمت وديگرى عذاب . آرى اى پسر جارود خونخواهانى بزرگ كه گروهى از آنان گروه ديگر را
به قتل رسانند واز آن جمله فتنه وآشوبى كه تخريب خانه ها ، شهرها وغارت أموال را بدنبال خواهد داشت
واسارت زنانى كه به شكل رقت بارى سر بريده شوند . اى واي كه تا چه اندازه سرگذشت آنان عجيب است !
واز جمله ظهور دجال بزرگ يك چشم كه چشم راستش صاف شده ودر چشم ديگرش چيزى شبيه گوشت
جويده خون آلود ديده مىشود ومانند دانه انگورى كه روى آب در گردش باشد از حدقه بيرون زده . گروهى
از مردم بصره كه تعدادشان به اندازه شهداى إبله است وإنجيل را در سينه حمايل مىكنند از أو پيروى
نمايند . در آن زمان عده اى كشته شوند وعده اى بگريزند وسپس لرزش زمين ، پرتاب آدمها ، فرو رفتن
در زمين ومسخ چهرههاست . آنگاه گرسنگى شديد وپس از آن مرگ سرخ يعنى غرق شدن است . اى
منذر : شهر بصره در كتب آسمانى داراى سه نام ديگر است كه جز دانشمندان كسى نمىداند وعبارتند از
خريبه ، تدمر ومؤتفكه ( يعنى : مخروبه ، ويرانه ، زير ورو شده ) تا آنكه فرمود : اى أهل بصره خداوند بر
هيچ خطهاى از سرزمين هاى اسلامى شرف وكرامتي قرار نداد مگر آنكه برتر از آن را نصيب شما ساخت وبا
بزرگواريش شما را از فضل وكرم خويش بهرهمند كرد . پس قبله شهر شما بهترين قبله است زيرا شما در
راستاى مقام إبراهيم قرار داريد كه جايگاه امام در مكة است .
قاريان قرآن شما بهترين قاريان وپارسايان شما بهترين پارسايان ، عابدان شما برترين عابدان
وتاجران شما بهترين وراستگوترين تاجران ، صدقه دهندگان شما كريمترين صدقه دهندگانند ،
ثروتمندان شما بخشندهترين ومتواضعترين انسان ها وشايستگان شما خوش اخلاقترين مردمند . .
عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) — صفحة 182
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص١٨٢