تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
قوله ( وسأفي بالَّذي وأيت على نفسي ) من التضحية في سبيل الحقّ وطلب الشهادة في المناضلة مع أعداء الحقّ ، ويؤيّد ذلك قوله ( وإنّي لأعبد أن يقول قائل بباطل وأن أفسد أمرا قد أصلحه اللَّه ) . الترجمة از نامه اى كه آن حضرت بأبي موسى أشعري نگاشته در پاسخ نامه أو در بارهء حكمين ، سعيد بن يحيى أموي آنرا در كتاب مغازى آورده : براستى كه بسيارى مردم از بسيارى بهره وريهاى خود روگردان شده اند ودل بدنيا داده واز هواي نفس سخن گويند ، من در اين ميان بمقام شگفت آورى فرو افتاده أم كه مردمى خودپسند در آن گرد آمده اند ، من مىخواهم ريشى كه در دل دارند ومىترسم خونى بسته شود « وآنها را بكشد » درمان كنم ، وبدانكه مردى نيست كه بر امّت محمّد صلَّى اللَّه عليه وآله رؤوفتر وبر اتّفاق والفت آنان از من حريصتر باشد ومن در اين باره پاداش خوب مىجويم وسرانجام نيك . وبدانچه با خويش تعهّد كرده أم وفادارم وگر چه تو از شايستگى كه با آن از من جدا شدى ديگر گون گردى وبىوفائى را پيشه سازى ، چه براستى بدبخت آن كس است كه از بهره ورى از عقلي كه باو داده شده محروم ماند واز تجربه اى كه اندوخته سود نبرد وآنرا بكار نبندد . وبراستى كه من گريزانم از اين كه گوينده اى بيهوده وناروا گويد واز اين كه تباه سازم امرى را كه خداوند بهبود ساخته وبصلاح آورده ، آنچه را ندانى وانه وپيرامونش مگرد واز روى دانش ويقين كار كن ، زيرا مردمان بدگفتارهاى بد وناروا از هر سو بجانب تو مىپرانند « وتو را منحرف مىسازند » .