تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
بسنجند ، در شهرهاى بزرگ نشيمن كن ، زيرا مركز اجتماع مسلمانانند . از منزلهاى دور افتاده وبينوا وكم ياور براي طاعت خداوند دور باش ، توجّه خود را بهمان چيزى معطوف دار كه مسؤول آنى واز آن بهره مىبرى ، از پاتوق بازارها بپرهيز كه محضرهاى شيطانند وانگيزشگاه آشوبها ، بكسى كه بر أو برترى دارى بسيار توجّه كن ، زيرا اين خود از راههاى شكر گزاريست . در روز جمعه پيش از انجام نماز جمعه مسافرت مكن مگر براي جهاد در راه خدا يا عذر خدا پسند ومقبول ، در هر كارى فرمانبر خدا باش وبدستور أو كار كن زيرا فرمانبرى خدا از هر كارى بهتر است ، در انجام عبادت خود را گول بزن تا بدان راغب شوى وبا خود مدارا كن وبزورش بعبادت وأدار مكن ونشاط ورغبت خود را منظور دار مگر نسبت بنماز واجب وكارهاى لازم ومفروض كه بناچار بايد انجام داد وبپاى آنها ايستاد ودر موقع به آنها عمل كرد . مبادا در حالي مرگ گريبانت بگيرد كه براي دنيا از پروردگار خود گريزانى وپشت بحضرت أو دارى . مبادا يار بزهكاران شوى كه بدى ، بدى آرد ، خدا را محترم شمار ودوستانش را دوست دار . از خشم بر حذر باش كه لشكر بزرگى است از لشكرهاى شيطان . المختار التاسع والستون ومن كتاب له عليه السّلام إلى سهل بن حنيف الأنصاري وهو عامله على المدينة في معنى قوم من أهلها لحقوا بمعاوية . أمّا بعد ، فقد بلغني أنّ رجالا ممّن قبلك يتسلَّلون إلى معاوية فلا تأسف على ما يفوتك من عددهم ، ويذهب عنك من مددهم ، فكفى لهم غيّا ولك منهم شافيا ، فرارهم من الهدى