تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
جمع ماليات وخراج واز كارگران وكاركنان همه شهرستانها . أمّا بعد ، براستى كه من لشكرهائى گسيل داشتم كه بخواست خدا بر شما گذر خواهند كرد ، من سفارش آنچه را خدا بر آنها واجب كرده است نموده أم كه خود را از آزار ورنج دادن مردم نگه دارند ، من پيش شما مسلمانان ودر برابر هر كه در پناه دارم از ديگران بيزار وبري هستم از زيانكاريهاى لشكريانم مگر گرسنه اى از راه ناچارى براي رفع گرسنگى از مال كسى بهره گيرد وراه ديگرى براي رفع نياز خود نداشته باشد ، شما هر كه را كه چيزى بستم از آنان بر گرفت خود أو را بسزا برسانيد واز ستمش بازداريد . ودست كم خردان شهرستان خود را از زيان رساندن بلشكر ودر آويختن با آنان جز در موردى كه استثناء كردم كوتاه سازيد ، ومن خود بهمراه لشكرم وهر ستم وناگوارى از آنها بشما رخ داد وبر شما چيره شدند وچارهء آنرا جز بكمك خداوندى نتوانيد بخود من مراجعه كنيد ومن بكمك خداوند وخواست خدا آنرا چاره كنم ونگون گردانم . المختار الستون ومن كتاب له عليه السلام إلى كميل بن زياد النخعي ، وهو عامله على هيت : ينكر عليه تركه دفع من يجتاز به من جيش العدو طالبا الغارة أمّا بعد ، فإنّ تضييع المرء ما ولَّى ، وتكلَّفه ما كفى ، لعجز حاضر ، ورأى متبّر ، وإنّ تعاطيك الغارة على أهل قرقيسا ، وتعطيلك مسالحك الَّتي ولَّيناك ليس بها [ لها ] من يمنعها ولا يردّ الجيش عنها ، لرأى شعاع ، فقد سرت جسرا لمن أراد الغارة من أعدائك
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 352 | حبيب الله الهاشمي الخوئي / سيد إبراهيم الميانجي