رابطه زنان و مردان صوفى
شايد ستايشى كه از فاطمه نيشابورى شده است ، نصيب كمتر كسى از بزرگان اهل تصوف شده باشد . او از زنان خراسان و عارفان بزرگ بود كه ذو النّون و بايزيد او را تمجيد كردهاند . ابو يزيد بسطامى گفت : در سراسر عمر خود جز مرد و زنى نديدم و آن زن فاطمه نيشابورى بود . از مقامى او را خبر ندادم مگر اين كه او آن را به عيان دريافته بود . ذو النّون از وى طلب موعظه و نصيحت كرده و او را استاد خود خوانده است . « و هى استاذى »
از روايتهاى گوناگون دربارهى اين زن برمىآيد كه مجلس مىگفته و با مردان صوفى مصاحبت داشته و بعضى ايشان شاگردى وى كردهاند ( سلمى ، همان ، 145 - 144 ) .
روزبهان بقلى شيرازى گفتوگوى حلّاج با فاطمه را نقل كرده است ( روزبهان ، 1374 ، 385 ) همچنين آنگاه كه حلّاج بر صليب بود اين فاطمه نيشابورى بود كه از او مفهوم تصوف را پرسيد . ( روزبهان ، همان ، 390 )
« 1 »
هامش
( 1 ) . با توجه به اين كه حسين بن منصور حلّاج در سال 309 هجرى به شهادت رسيده است و سلمى سال وفات فاطمه نيشابورى را 223 هجرى مىداند ديدار اين دو ناممكن بوده است .