تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
دريافت مىشود اين كلمه را فقط به معنى فقر معنوى به كار برد . و همچنين نبايد در اشاره تاريخى به منظور صوفيان بعدى از اين مفهوم برگشت كه فقر مادى را بىارزش مىشمردند . زنان كتاب سلمى اغلب نسبت به معيارهاى رايج زمان خود زاهدان افراطى بودند و به نظر مىرسد فقر معنوى ايشان با رياضت‌هاى سخت مادى تقويت مىشده و تحقق مىيافته است . ابن جوزى در صفة الصفوة جز روايت‌هايى كه سلمى درباره‌ى اين دو خواهر مىآورد از احمد بن ابى الحوارى روايتى را از قول ابو سليمان نقل مىكند كه " ابو سليمان قال : وصفت لأختى عبده قنطره من قناطر جهنّم . فأقامت يوما و ليله فى صيحه واحده ما تسكت ثم انقطع عنها بعد . فكلّما ذكّرت لها ، صاحت . قلت : من اى شىء كان صياحها ؟ قال : مثّلت نفسها على القنطرة و هى تكفا بها . " احمد بن ابى الحوارى از ابو سليمان نقل مىكند كه گفت : براى خواهرم عبده پلى از پل‌هاى جهنم را توصيف كردم . پس شبانه روزى فرياد مىكشيد و آرام نداشت . سپس ساكت شد و پس از آن هرگاه از آن ياد مىآوردم فرياد مىكشيد . احمد گفت : فرياد وى را چه سبب بود ؟ ابو سليمان گفت : خودش را بر روى پل تصور مىكرد و همين براى آن فريادها كافى بود . صفة الصفوة ج 4 / 211 . - م