دربارهى أمّ على همچنين مىتوانيد رجوع كنيد به كتاب النّور دفتر روشنايى احمد بن على سهلگى ترجمه محمد رضا شفيعى كدكنى ، سخن ، 1384 .
" از ابو الحسن شنيدم كه گفت حديث كرد ما را احمد گفت حكايت كردهاند كه أمّ على از دختران خاندانهاى بزرگ بود . وى مهريهى خويش را كه ده هزار دينار بود به همسر خويش احمد بن خضرويه بلخى مروزى بخشيد ، بدان شرط كه او را نزد بايزيد برد . و او أمّ على را نزد بايزيد برد . پس بر بايزيد درآمد و در برابر او نشست . پرده از رخساره برگرفته . همسرش احمد به دو گفت چيزى شگفت از تو مىبينم ! در برابر بايزيد پرده از رخسار برگرفتهاى . أمّ على گفت زيراكه چون در او نگريستم ، همهى لذّتهاى نفس خويش را گم كردم و هرگاه كه در تو نظر كنم به لذّتهاى نفس خويش باز مىگردم .
چون برون آمدند احمد ، بايزيد را گفت مرا وصيتى كن . بايزيد گفت : " جوانمردى از همسر خويش بياموز . " دفتر روشنايى ، 477 . - م
خواجه عبد اللّه انصارى در يادكرد احمد خضرويه اشارتى مىكند كه وى در سفر حج اهل خود ، أمّ على را با خود برده بود . طبقات الصوفية ، 98 . - م
ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 290
مساهمون: أبي عبد الرحمن محمد بن الحسين السُلمي
ص٢٩٠