هامش
پرسيديم و گفتيم كه امروز روز شادمانى و سرور است . پس بر گريهاش افزود و گفت :
به خدا قسم ! در دلم با ياد آخرت جايى براى شادى نمىيابم . آمدن او مرا به ياد رسيدن به پيشگاه الهى انداخت كه در آنجا من ميان سرور و اندوهم . سپس بيفتاد و بىهوش شد . صفة الصفوة ج 4 / 20 . - م
صاحب خزينه الاصفياء دربارهى او مىنويسد : بىبى عفيره عابدهى عارفه از مردم بصره بود و با معاذه عدويه صحبت داشت و به خوف خدا چندان گريست كه چشمش نابينا شد .
گفتند كه نابينايى بر تو چقدر دشوار است . گفت : محجوب بودن از خداى تعالى از آن دشوارتر است . وفات وى به اقوال صحيح در سال يكصد و هشتاد هجرى است . خزينه الاصفياء ص 410
( 37 ) . همچنين بنگريد صفة الصفوة ج 4 / 33 - 34 .
( 38 ) . اين اشاره سال وفات غفيره را تا دوران ميانى امويان عقب مىبرد . حدود سال 100 ه / 718 - 19 م
( 39 ) . ابو اسحاق ابراهيم بن عبد اللّه بن جنيد ( وفات قبل از 270 ه / 883 - 4 ) از زاهدان عراق و اهل سامرا بود . برطبق گزارش ابن النديم وى صاحب آثارى در تصوف بوده است .
كتاب الرهبان كه بسيار شبيه كتاب محمد بن حسين برجلانى است . ( حاشيه شماره 40 ) طبقات السلمى شماره 84 ، مقالات ماسينيون 160 ، ابو الفرج محمد ابن النديم كتاب الفهرست ، تصحيح ابن على ابن زين العابدين الحائرى المازندرانى ( بيروت ، 1988 ) ، ص 237 .
( 40 ) . محمد بن حسين برجلانى بغدادى ( متوفى 238 / 852 ) در طريق زهد و خويشتندارى و انكار نفس برجسته بود . او همچون عبد اللّه بن مبارك شاگرد سفيان ثورى كتابى با عنوان كتاب الزهد و الرقائق دارد . همچنين كتابى به نام كتاب الرهبان هم از آثار اوست .
در اين كتاب كسى از او پرسيده است : اين راهبان سخنانى از حكمت مىگويند در حالى كه اهل كفر و ضلالتاند . چرا اينگونه است ؟ وى پاسخ داد : ميراث گرسنگى ايشان براى تو جالب است . حلية الاولياء ج 10 / 151 در اين كتاب برجلانى محمد بن اسحاق ناميده مىشود . همچنين طبقات الصوفية ص 227 و نخستين صوفيان ص 42 و كتاب باغ گياهان آندره ص 8 - 12 و 32 و الفهرست ص 238 ماسينيون در مقالات ( 160 ) برداشت متفاوتى از كتاب الرهبان برجلانى دارد . او اين كتاب را بهعنوان يكى از منابع اوليه دربارهى زاهدان متقدم معرفى مىكند . اين مطلب با گزارش اخير تأييد مىشود كه از برجلانى گرفته شده است . برجلانى منبع اصلى سلمى و ابن جوزى بوده است .