سفيان به او گفت : چگونه ؟ رابعه گفت : آيا ندانستى كه سلامت از دنيا در ترك آن است ، درحالىكه تو به آن آلودهاى ؟
ابو جعفر محمد بن احمد بن سعيد رازى 8 گفت كه عباس بن حمزه 9 از احمد بن ابى الحوارى 10 و وى از عباس بن وليد دمشقى روايت كرده است كه گفت كه شيبان ابلّى گفت كه از رابعه شنيدم كه مىگفت : هر چيزى را ميوه و ثمرى است ، و ثمرهى معرفت خدا روى آوردن به او در همهى زمانهاست . 11
و به همين اسناد ، رابعه گفت : از خداوند به خاطر نداشتن صداقت در گفتن " أستغفر اللّه " تقاضاى عفو و بخشش دارم .
و به همين اسناد به رابعه گفته شد : محبت تو نسبت به پيامبر چگونه است ؟ گفت : او را به راستى دوست مىدارم ، اما دوستى من نسبت به خالق ، مرا از محبت ورزيدن نسبت به مخلوقات وى باز داشته است .
( شيبان ابلّى ) گفت : روزى رابعه رباح ( القيسى ) 12 را در حال بوسيدن پسر كوچكى ديد . به او گفت : آيا او را دوست مىدارى ؟ گفت : آرى . پس گفت : گمان نمىبردم كه در قلبت براى غير از خداى عزّ و جلّ جايى باشد .
رباح بىهوش بيفتاد . آن زمان كه به هوش آمد گفت : نه اين محبت رحمتى از جانب خداوند است كه در قلبهاى بندگانش نهاده است . 13
از ابو بكر رازى 14 شنيدم كه ابو سلمه بلدى روايت كرد كه ميمون بن اصبغ از سيار 15 و وى هم از جعفر روايت كرده است كه گفت :
محمد بن واسع 16 نزد رابعه آمد و او را ديد كه چون مستان تلوتلو مىخورد . پس از او دربارهى حالش پرسيد . رابعه پاسخ داد : دوش از عشق پروردگارم مست شدم و صبحگاهان مخمور از خواب برخاستم .
ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 184
مساهمون: أبي عبد الرحمن محمد بن الحسين السُلمي
ص١٨٤