( 1 ) رابعه عدويه 1
از مردم بصره
از اهالى بصره و از موالى 2 آل عتيك 3 بود .
سفيان ثورى ( رحمه اللّه عليه ) از وى مسائل مىپرسيد 4 و به موعظه و دعاى او رغبت مىنمود . شعبه 5 و ثورى بعضى سخنان حكمتآميز او را روايت كردهاند .
محمد بن عبد اللّه بن أخى ميمى 6 مىگويد : احمد بن اسحاق بن وهب گفته كه از پدرش ( وهب بن بزّاز ) شنيده است كه گفت عبد اللّه بن ايوب مقرى گفت كه شيبان بن فروخ گفته است كه جعفر بن سليمان 7 گفت : سفيان ثورى دستانم را گرفت و ( دربارهى رابعه ) چنين گفت : مرا بهسوى استادى ببر كه از آنگاه باز كه از او جدا شدهام ، آرامشى ندارم .
هنگامى كه به منزل رابعه وارد شديم سفيان دستانش را بالا برد و گفت :
خدايا از تو سلامت طلب مىكنم . پس رابعه بگريست . سفيان گفت : چه چيز تو را به گريستن واداشت ؟ رابعه گفت : تو مرا به گريستن واداشتى . پس