فيما امتحننا به رجاء الثّواب على ذلك وكان الصّبر عليها أمثل من أن يتفرّق المسلمون ويسفك دمائهم نحن أهل البيت وعترة الرّسول صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم وأحقّ الخلق بسلطان الرّسالة ومعدن الكرامة الَّتي ابتدأ اللَّه بها هذه الأمّة ، وهذه طلحة والزّبير ليسا من أهل النّبوة ولا من ذرّية الرّسول صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم حين رأيا أنّ اللَّه قد ردّ علينا حقّنا بعد أعصر لم يصبرا حولا واحدا ولا شهرا كاملا حتّى وثبا علىّ دأب الماضين قبلهما ليذهبا بحقي ويفرّقا جماعة المسلمين عنّى ثمّ دعا عليه السّلام عليهما .
الترجمة
از جمله خطب عاليه المضامين آن امام مبين است كه فرموده : أما بعد از حمد خدا ودرود بر حضرت مصطفى صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم پس بدرستى كه حق تعالى برانگيخت محمّد بن عبد اللَّه صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم را در حالتي كه نبود هيچ احدى از عرب كه بخواند كتاب حق را ، ونه دعوى نبوتي بكند ، ونه وحى وخطابى را از جانب خدا ، پس مقاتله كرد بمعونة كساني كه أطاعت نمودند أو را با كساني كه معصيت ونافرماني كردند با ودر حالتي كه ميراند ايشان را بجانب رستگارى .
ومبادرت مىنمود برايشان بر ساعت موت كه مبادا نازل شود بر ايشان در حالتي كه عاجز مىشد عاجز شونده ومىايستاد شكسته پس أقامت مىنمود ختمى مآب سلام اللَّه عليه وآله وثابت قدم مىشد بر آن عاجز پريشان وشكسته ناتوان تا اين كه مىرسانيد هر يك از ايشان را بمقصد خودشان مگر كسى كه در هلاكت بوده كه در آن هيچ اميد خيرى وصلاحى نبوده باشد .
تا اين كه بنمود بمردم محل نجاة ايشان را ، وجاى داد ايشان را در مقام خودشان ، پس دوران نمود آسياى ايشان ، وراست شد نيزه ايشان .
وسوگند بخدا بتحقيق كه بودم من از جمله راننده هاى لشكر جهالت وضلالت تا اين كه باز گشتند آن لشكر بتمامى ، ومجتمع شدند در قيد وريسمان خودشان كه جامع ايشان بود در حالتي كه ضعيف نشدم ونترسيدم وخيانت ننمودم