ذكر حقّ را .
پس أدا نمود حضرت خاتم نبوّت أوامر وأحكام حق را در حالتي كه امين بود در تبليغ رسالت ، وگذشت بسوى حقّ در حالتي كه راستكار يا مستقيم بود بر طريق هدايت ، وواپس گذاشت در ميان ما علم حق را كه عبارت باشد از كتاب اللَّه وعترت ، چنان علمي كه هر كس بپيش افتاد از أو خارج شد از دين وملَّت ، وهر كس تخلَّف نمود از آن هلاك شد در بيابانهاى ضلالت ، وهر كه ملازم شد آنرا لاحق گرديد بأرباب كمال وسعادت .
دليل وحامل آن علم صاحب تأنّي است در تكلَّم نمودن ، وصاحب بطوء است در ايستادن ، يعنى كلام وقيام أو با فكر وتدبير وبا ملاحظهء مآل كار وعاقبت انديشى است ، وصاحب سرعت است آن وقتي كه ايستاد بأمري از أمور اسلام ، واينها همه اشاره است بنفس شريف خود آن امام عليه السّلام چنانچه مىفرمايد .
پس زماني كه شما نرم نموديد براي أو گردنهاى خود را باطاعت وتسليم ، واشاره نموديد بسوى آن بانگشتان خود از روى اجلال وتعظيم ، بيايد بسوى أو مرگ پس ببرد أو را ، پس درنگ نمائيد بعد از أو بمقدارى كه خواهد خدا تا اين كه ظاهر سازد خداوند از براي شما كسى را كه جمع كند شما را وبهم آورد پراكنده گى شما را ، پس طمع نكنيد در كسى كه اقبال ننمايد بخلافت ، ومايوس ونااميد نشويد از كسى كه ادبار نمايد بخلافت از جهة اين كه اين ادبار كننده شايد كه بلغزد يكى از دو قائمه أو ، وأين كناية است از انتفاء بعض شرائط ، وثابت شود قائمه ديگر أو ، وأين كناية است از وجود بعض شرايط ، پس رجوع نمايند هر دو قائمه تا اين كه ثابت شوند هر دو تا ، وأين كناية است از استكمال شروط .
آگاه باشيد بدرستى كه مثل أهل بيت پيغمبر صلوات اللَّه عليه وآله مثل ستارهاى آسمانست هرگاه ميل كند بغروب ستارهء طلوع نمايد ستارهء ديگر پس گويا شما بتحقيق كامل شده از جانب خدا در حقّ شما نعمتها واحسانها ، ونموده بشما چيزى را كه بوديد آرزو مىكرديد آنرا وأين بشارت است مر ايشان را بقرب فرج وكرامت .
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 162
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص١٦٢