( 1 ) آيهء بعدى در مورد هيأت بنى دارم از تميم است كه او را از بيرون حجره با صداى بلند فرامىخواندند تا بيايد :
« إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ وَ لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ »
؛ كسانى كه تو را از پشت اتاقها با فرياد فرامىخوانند ، بيشترشان نمىفهمند و اگر صبر كنند تا پيش آنان بيايى ، مسلما برايشان بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است .
( 2 )
مأمور فاسق
در اخبار مربوط به بدر گفته شد كه از جمله اسراى بدر ، عقبة بن ابى معيط اموى بود . او از كسانى بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را مسخره مىكرد و براى همين آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله دستور داد كه گردنش را بزنند . او فرياد زد : اى محمد ، چه كسى فرزندان و خانوادهام را سرپرستى مىكند ؟ فرمود : آتش .
سپس نمىدانيم كه چه وقت و چگونه پسرش ، وليد بن عقبه اسلام را پذيرفت ، مگر اينكه مىبينيم در اوايل سال نهم هجرى آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله او را براى جمعآورى زكات به سوى بنى مصطلق از خزاعه فرستاده است . « 1 »
مىدانيم كه خزاعه از همپيمانان بنى هاشم در جاهليت به شمار مىرفتند و مشهور است كه دوست دشمن تو ، دشمن توست ، بنابراين آنها دشمن بنى اميه به شمار مىرفتند . و در اين ميان چيزى بيشتر از اين نمىدانيم .
( 3 ) در تفسير فرات كوفى با سند وى از جابر بن عبد الله انصارى آمده است . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله وليد را به سوى بنى وليعه فرستاد . بين او و بنى وليعه ، كدورتى از زمان جاهليت وجود داشت . وقتى كه او به نزديكى آنها رسيد ، به استقبالش آمدند تا بدانند براى چه آمده است . او ترسيد و نزد رسول الله صلّى اللّه عليه و آله بازگشت و به او عرض كرد : بنى وليعه از پرداخت زكات خوددارى كردند و نزديك بود كه مرا به قتل برسانند . اين خبر به بنى وليعه رسيد . آنان پيش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمدند و عرض كردند : اى پيامبر خدا ، وليد دروغ گفته است . بين ما و او در جاهليت كدورتى بوده است و ما مىترسيم كه شما به خاطر اين اختلاف مربوط به جاهليت ، ما را مورد حمله قرار دهى . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى بنى وليعه ، يا به اين كار خويش پايان دهيد ، يا اينكه مردى را به سوى شما مىفرستم كه همانند من است . او جنگجويان شما را مىكشد و
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 3 ، ص 308 - 309 ؛ مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 980 ؛ تبيان ، ج 9 ، ص 343 و از او در مجمع البيان ، ج 9 ، ص 198 به نقل از قتاده و مجاهد و مقاتل از ابن عباس .