تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
( 1 )

حملهء فزارى به بنى تميم در ماه محرّم « 1 »

پس از اين حادثه ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : چه كسى به سوى اين قوم مىرود كه اين كار را كردند ؟ عيينة بن حصن فزارى اولين نفرى بود كه داوطلب شد و گفت : به خدا قسم كه اين كار از دست من برمىآيد . آنان را تعقيب مىكنم و اگر به سرزمين بنى سعد هم رسيده باشند ، آنها را به خواست خدا ، نزد شما مىآورم تا دربارهء ايشان تصميم بگيريد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را همراه پنجاه اسب سوار از عرب‌ها كه از غير انصار و مهاجرين بودند ، به سوى بنى تميم فرستاد . آنان شب‌ها پيش مىرفتند و روزها در جايى مخفى مىشدند . او به حركت ادامه داد تا به العرج رسيد و ديد كه آنها به سرزمين بنى سليم كوچ كرده‌اند . آنها را تعقيب كرد و ديد كه بعد از سقيا ، در صحرا چادر زده‌اند و چارپايانشان را رها كرده‌اند تا بچرند . آنها وقتى مسلمانان را ديدند ، فرار كردند ، اما يازده مرد و يازده زن و سى كودك اسير شدند . مسلمانان آنان را به مدينه آوردند و در خانه رملة ، دختر حارث حبس كردند . ( 2 ) سپس ده نفر از رؤسايشان و از جمله : اقرع بن حابس تميمى ، زبرقان بن بدر ، عطارد بن حاجب ، قيس بن حارث ، رياح بن حارث بن مجاشع ، عمرو بن أهتم ، قيس بن عاصم و نعيم بن سعد قبل از ظهر وارد مسجد شدند و سراغ اسراى خويش را مىگرفتند . به آنها خبر داده شد كه اسرا در منزل رمله ، دختر حارث محبوس شده‌اند . وقتى به ديدن آنها رفتند ، زنان و كودكان به شدت گريه و زارى مىكردند . پس به مسجد بازگشتند ، در حالى كه بلال اذان ظهر را گفته بود . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در آن روز در منزل عايشه به سر مىبرد . مردم منتظر خروج او از منزل بودند . اين عده عجله داشتند كه او هرچه زودتر از منزل بيرون بيايد ، براى همين فرياد زدند : اى محمد ، بيرون بيا ! بلال پيش آنها رفت و گفت : الان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خارج مىشود ، عجله نكنيد . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله خارج شد . بلال اقامهء نماز را گفت . آنان به او هجوم آورده و مىگفتند : خطيب و شاعر خودمان را آورده‌ايم . صبر كن و سخن ما را بشنو ! آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله تبسمى كرد و پيش رفت تا نماز ظهر را با مردم خواند . سپس به منزل رفت و آنگاه خارج شد و در صحن مجلس نشست . آنان پيش وى آمدند و خطيبشان ، عطارد بن حاجب برخاست و گفت : ( 3 ) حمد و سپاس خدايى را سزاست كه بر ما تفضل نموده و ما را از پادشاهان زمين قرار داده و به ما اموال فراوان عنايت كرده كه آن را به معرفت مصرف مىكنيم . و ما را از عزيزترين اهل مشرق و پرجمعيت‌ترين و ثروتمندترين آنها قرار داده است .
هامش
( 1 ) . چون اين كار بنى تميم به عنوان تمرّد و طغيان در قلمرو حكومت اسلامى صورت گرفته است ؛ لذا غزوه نبوده و در ماه محرم انجام پذيرفته است .