تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
خزرجى ، پسر امّ أيمن حبشيه كه در كودكى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را بزرگ كرده بود ، به دست فرماندهء هوازن كشته شد و در همان جا دفن شد . و از انصار : سراقة بن حارث عجلانى كشته شد . و واقدى تنها كسى است كه رقيم بن ثابت از بنى لوزان را نقل مىكند . و ابن اسحاق تنها كسى است كه خبر كشته شدن يزيد بن زمعه از قريش را نقل مىكند كه اسبش سركشى كرد و او را كشت و همهء اينها در همان جا دفن شدند . واقدى مىنويسد : به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عرض كردند : يكى از مسلمانان به شدّت جنگيده و زخمى شده است و از اين زخم خيلى درد مىكشد . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : او از اهل آتش است ! افرادى كه در آنجا بودند و اين را شنيدند ، دچار شك و ترديد شدند و نگاه معنىدارى به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله كردند . كم‌كم درد زخم آن مرد زياد شد و او تيرى را از تيردان بيرون كشيده و با آن خودكشى كرد . پس از آن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به بلال فرمود اعلام كند : همانا خداوند دين خود را به وسيلهء مرد فاجر كمك مىكند ! اما بدانيد كه غير از مؤمن كسى داخل بهشت نمىشود ! « 1 » ( 1 )

خون عامر أشجعى

چهل روز قبل از حركت براى فتح مكه ، آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله براى گمراه كردن قريش ابو قتاده را به سريّه‌اى در وادى أضم در راه تهامه فرستاد . از جملهء افراد اين سريّه ، محلّم بن جثّامهء ليثى بود . او در دل خود نسبت به عامر بن اضبط أشجعى كينه‌اى ديرينه داشت . هنگامى كه وى را در راهى ديدند ، گرچه اسلام وى ثابت نشده بود ، اما وقتى آنها را ديد ، همانند مسلمانان بر آنها سلام كرد . با اين وجود محلّم بر او حمله كرد و او را به قتل رسانيد و وسايلش را به غنيمت گرفت . در شأن وى نازل شد :
« وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا »
« 2 » ؛ براى رسيدن به چيزى از مال دنيا به كسى كه بر شما سلام مىكند ، نگوييد كه مؤمن نيستى . آنها پس از آنكه با كسى درگير نشدند ، به سوى مدينه بازگشتند و يك شب قبل از رسيدن به مدينه ، در منزلگاه ذى خشب مطلع شدند كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به سوى مكه حركت كرده است ، براى همين از راه ميان‌بر حركت كردند تا در منزلگاه سقيا به آن حضرت ملحق شدند . ( 2 ) طايفهء أشجع بخشى از قبيلهء غطفان بود و رئيس آنها در آن روزگار عيينة بن حصن فزارى بود . و بنى ليث از بنى تيمم بودند و أقرع بن حابس تميمى از آنها دفاع مىكرد . و محلّم قاتل ، در حنين حاضر شده بود . مورخان ذكر نكرده‌اند كه چرا طايفهء أشجع تا روز حنين به خونخواهى از اشجعى اقدام نكرده بود ؛ امّا در اين روز ؛ ابن اسحاق با سند خود از عروة بن زبير بن سعد سلمى كه از افراد حاضر در حنين بوده است ،
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 917 . ( 2 ) . نساء ( 4 ) ، 94 اين در حالى است كه نزول اين سوره در سال چهارم هجرى بوده است نه سال هشتم ؟ !