نمىخورند و اگر اينها همراهت باشند ، مال و اهل و عيال خود را رسوا كردهاى ! مالك گفت : تو پير شدهاى و عقلت هم پير شده است ! دريد گفت : اگر من پير شدهام ، تو بايد بدانى كه به خاطر بىعقلى و كوتاه نظرى ، قوم خود را ذليل كردهاى ! من چنين روزهايى را شاهد بودهام و از غايبان نبودهام ! « 1 » سپس دريد پرسيد : قبايل كعب و كلاب چه كردهاند ؟ گفتند : هيچ كدام از آنها در جنگ حاضر نشدند .
گفت : تلاش و دورانديشى از شما رخت بربسته است . اگر امروز روز پيروزى و رستگارى بود ، كعب و كلاب غايب نمىشدند . سپس پرسيد : كدام يك از قبايل هوازن حاضر شدهاند ؟ گفتند : بنى عمرو بن عامر و بنى عوف بن عامر . گفت : آن دو قبيلهء جوان نه سودى دارند و نه زيانى ! سپس نفسى كشيد و گفت :
بحبوحهء جنگ است ! اى جماعت هوازن ، به خدا سوگند كه اين راه خوبى نيست كه در پيش گرفتهايد . اين باعث رسوايى ناموس شما مىشود و دشمن را بر شما چيره مىكند . به قلعههاى ثقيف پناه ببريد و مالك بن عوف را رها كنيد و بازگرديد ! مالك دوست نداشت كه نظر دريد پذيرفته شود ؛ براى همين شمشيرش را وارونه بر زمين گذاشت و گفت : اى جماعت هوازن ، به خدا سوگند ، يا بايد از من اطاعت كنيد و يا اينكه بر نوك شمشيرم مىخوابم تا از پشتم بيرون آيد ! او مىخواست كه ذكرى از دريد در ميان نباشد و به نظر وى عمل نشود ! بعضى از هوازن به بعضى ديگر گفتند : به خدا اگر از دستورات مالك سرپيچى كنيم ، او كه جوان است خود را مىكشد و ما با اين پيرمرد باقى مىمانيم كه اهل جنگ نيست . براى همين تصميم گرفتند كه با مالك باشند . « 2 »
( 1 )
آمادگى براى جهاد
طبرسى مىنويسد ، اخبار مربوط به هوازن براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل شد و به اطلاع وى رسيد كه صفوان بنى اميّه صد زره در اختيار دارد . « 3 » كلينى با سند خود از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قاصدى را نزد صفوان بن اميّه فرستاد تا هفتاد زره را با كلاهخودش از او تحويل بگيرد .
صفوان بن اميّه كه مسلمان شده بود ، گفت : اى محمد آيا اينها را غاصبانه مىگيرى ؟ ! فرمود : نه ، به عنوان عاريهء مضمونه مىگيرم . « 4 »
( 2 ) قمى مىنويسد : هنگامى كه رسول خدا آگاه شد هوازن در أوطاس اجتماع كردهاند ، قبايل مختلف را
هامش
( 1 ) . إعلام الورى ، ج 1 ، ص 229 .
( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 888 .
( 3 ) . إعلام الورى ، ج 1 ، ص 228 .
( 4 ) . فروع كافى ، ج 5 ، ص 40 ، ك 1 ، باب 111 ، حديث 10 ، و در الفقيه ، ج 3 ، ص 193 ، باب 93 ، حديث 4 آمده است : هفتاد زره حطميه . و در تهذيب ، ج 7 ، ص 182 ، باب 17 حديث 5 آمده است : هشتاد زره بوده است .