ازدواج و جدايى
از جملهء اخبار مربوط به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بعد از فتح مكه و قبل از جنگ حنين و طائف ، ازدواج آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله با مليكه ، دختر داود ليث است . او زنى بود كه پدرش در فتح مكه كشته شده بود . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىخواست با اين وصلت دل آنها را به دست آورد . در اين سفر ، امّ سلمه و زينب دختر جحش همراه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله بودند . گويى زينب ، مليكه را كه زنى زيبا بود سرزنش كرده و گفت : آيا خجالت نمىكشى با مردى ازدواج مىكنى كه پدرت را كشته است ؟ ! وقتى كه بر تو وارد شد ، بگو : پناه مىبرم به خدا از تو ! هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر مليكه وارد شد ، او گفت : پناه مىبرم به خدا از تو ! رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با شنيدن اين سخن او را ترك كرد و از او جدا شد .
اين مطلب در تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 5 به نقل از واقدى آمده است ، اگر چه آن را در مغازى نيافتيم . و طبرسى آن را يك بار ديگر از واقدى ج 3 ، ص 95 نقل كرده و اين زن را فاطمه دختر ضحاك كندى ناميده است . و مجلسى آن را در بحار الانوار ج 21 ، ص 83 از باب هشتم كتاب المنتقى ، تأليف كازرونى نقل كرده است . و حلبى در مناقب ، ج 1 ، ص 160 ، اين زن را اسماء دختر نعمان بن اسود كندى ناميده و گفته است : يكى از زنان پيغمبر كه در فتح آمده بود به او گفت : با ورود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به خدا پناه ببر . اين زن به هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر او وارد شد ، گفت : اعوذ باللّه منك ! پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : به تو پناه دادم ، نزد خانوادهات برو ! اين مطلبى است كه يعقوبى در ج 2 ، ص 85 آن را ذكر كرده است مثل همين مطلب را در مورد جوينهء كندية تكرار كرده و گفته است : عايشه و حفصه او را آرايش كردند تا يكى از آنها به او گفت : وقتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر تو وارد شد ؛ بگو : پناه مىبرم به خدا از تو . او اين كار را انجام داد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از او جدا شد . بعدها او با ناراحتى و غصه فوت كرد !
( 1 )
جنگ با هوازن در حنين « 1 »
قمى مىنويسد : وقتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى فتح مكه از مدينه خارج شد . چنين وانمود كرد كه مىخواهد به جنگ هوازن برود . هوازن مطلع شده و به حالت آمادهباش كامل درآمدند . رؤساى هوازن گرد مالك بن عوف نصرى جمع شدند و او را فرماندهء خود قرار دادند . « 2 »
هامش
( 1 ) . ناحيهاى است بين مكه و طائف در جهت ذى الحجاز كه تقريبا چهل كيلومتر از مكه فاصله دارد و تا مكه سه شبانه روز است ؛ چنان كه در التنبيه و الاشراف : 234 آمده و در اقبال ج 2 ، ص 42 آمده است : آن حضرت پس از فتح مكه عتاب بن اسيد را به فرماندارى آن مقرر فرمود ، و سپس براى جنگ با هوازن آماده شدند .
( 2 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 285 و شرح الاخبار ، ج 1 ، ص 311 . واقدى در وصف مالك بن عوف ، واقدى مىنويسد : مرد محترمى بود كه از روى تكبر و نخوت پيراهن بلندى مىپوشيد كه بر زمين مىكشيد .