تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
نتيجه خنيس بن خالد خزاعى شهيد شد و كرز بن جابر در حالى كه رجز مىخواند بر مشركان حمله كرد و آن قدر جنگيد تا شهيد شد و سلمة بن الميلاء جهنى هم مجروح شد . « 1 » ( 1 ) واقدى مىگويد : به دختران سعيد بن عاص اموى گفته شد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد مكه شده است ! آنها بلافاصله روسرىهاى خود را درآوردند و با آن بر صورت اسب‌هاى مشركان مىزدند و آنها را به جنگ تحريك مىكردند . در همين حال عبد اللّه بن هلال بن خطل أدرمى ( مهدور الدم ) در حالى كه غرق در سلاح بود و بر اسبى دم دراز سوار شده بود و نيزه‌اى در دست داشت از كنار آنها گذشت . آنها با روسرىهاى خود بر صورت اسب او زدند تا او را به جنگ تحريك كنند . او گفت : به خدا سوگند كه آنها وارد مكه نمىشوند مگر اينكه از زخم‌هاى شمشير من ، خون مثل دهانه‌هاى مشك‌ها فوّاره كند ! امّا وقتى كه به خندمه رسيد و صحنهء جنگ و مبارزان مسلمان را مشاهده كرد ، ترس و وحشت او را فراگرفت به گونه‌اى كه نمىتوانست خود را روى اسب نگاه دارد . « 2 » ( 2 ) هنگامى كه رسول خدا بر تنگه أذاخر « 3 » مشرف شد ، نگاهى به خانه‌هاى مكّه انداخت و خدا را به خاطر اين پيروزى حمد و ثنا گفت ، و به چادر خودش نگاه كرد . جابر بن عبد اللّه انصارى مىگويد : من ملازم آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله بودم . ما در أبطح در جهت شعب ابى طالب ، همان جايى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و بنى هاشم به مدت سه سال در آنجا محاصره شده بودند ، اطراق كرده بوديم . در آنجا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به من فرمود : اى جابر ، اينجا در مدتى كه قريشيان به علّت كفر خويش عليه ما هم‌قسم شده بودند منزلگاه ما بود . « 4 » و در روز جمعه بيستم ماه مبارك رمضان بود « 5 » و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله از آنجا برق شمشيرها را در خندمه ديد و پرسيد : اين درگيرىها چيست ؟ مگر همه را از جنگ منع نكرده بودم ؟ ! عرض شد : اى رسول خدا ، خالد است كه وارد جنگ شده و اگر آنها شروع نمىكردند ، او وارد جنگ نمىشد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : خدا به خير بگذراند . « 6 »
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 50 . واقدى اين فرد را از همراهان زبير دانسته و دوّمى را خالد أشعر ناميده است و قاتل وى را خالد بن ابى جزع جمحى دانسته است ، مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 828 . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 827 . ( 3 ) . ازرقى در كتاب اخبار مكّه ، ج 2 ، ص 289 مىنويسد : در روز فتح مكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از راه أذاخر وارد مكه شد و اين همان تنگه‌اى است كه بر ديوار خرمان مشرف است و بلادى در معجم معالم مكه مىگويد : ديوار خرمان امروزه خرمانيه ناميده مىشود و در ابتداى مكه قرار دارد . ( 4 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 827 و امروزه جايگاه امانات و ايستگاه تاكسىها است . ( 5 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 80 و مغازى واقدى ، ج 3 ، ص 873 گفته شد كه شروع حركت آن حضرت از مدينه در دهم آن ماه بوده است . و در اعلام الورى ، ج 1 ، ص 218 آمده است كه خروج در روز سوم آن ماه بوده و ورود او به مكه در سيزدهم رمضان بوده است ، ج 1 ، ص 226 . ( 6 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 826 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 189 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى