تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
« النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ »
؛ پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران مؤمنان هستند ؛ ارتباط كامل دارد . ( 1 ) در تفسير قمى آمده است : هنگامى كه خداوند نازل فرمود :
« النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ . . . »
و بدين ترتيب زنان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را بر مسلمانان حرام نمود ، طلحه ناراحت شد و گفت : چگونه است كه محمد با زنان ما ازدواج مىكند و زنان خود را بر ما حرام مىكند ؟ ! اگر محمد بميرد ما چنين و چنان مىكنيم . . . ! پس از آن خداوند نازل فرمود :
« وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا . . . »
« 1 » . و شيخ طوسى در تبيان اين خبر را از سدّى نقل كرده و اسم آن مرد را نبرده است . وى مىنويسد : پس از آنكه آيهء حجاب نازل شد ، فردى از بنى تيم [ طلحة بن عبيد الله التيمى ] گفت : آيا بايد كه در مقابل دختر عموهايمان حجاب داشته باشيم ؟ ! [ منظورش عايشه دختر ابو بكر تيمى بود . ] اگر او بميرد با آنها ازدواج مىكنيم ! پس از آن بود كه خداوند نازل فرمود :
« وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيماً . »
« 2 » ( 2 ) مرحوم طبرسى در مجمع البيان از ابو حمزهء ثمالى نقل كرده است كه دو نفر گفتند : چگونه است كه محمد با زنان ما ازدواج مىكند و ما نمىتوانيم بعد از او با زنانش ازدواج كنيم ؟ ! به خدا قسم كه اگر بميرد با زنانش ازدواج مىكنيم و يكى از آنها عايشه را مىخواست و ديگرى امّ سلمه را ! و از ابن عباس روايت كرده كه : آيهء
« وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ »
، تا آخر در مورد يكى از اصحاب [ ؟ ] نازل شده است كه گفت : اگر رسول خدا بميرد با عايشه ازدواج خواهم كرد ! و مقاتل گفته است : او طلحة بن عبيد اللّه بوده است . « 3 » بنابراين خبر سدى تحريم ازدواج با همسران پيامبر را با نزول حكم حجاب ربط مىدهد و خبر ابو حمزهء ثمالى و مقاتل و ابن عباس ، نزول آيهء تحريم اذيت را ، با تحريم ازدواج با همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مرتبط مىكند و همين مؤيد مفهوم خبر قمى است . و همهء آنها اين را مىرساند كه قول :
« وَ ما كانَ لَكُمْ . . . »
ابتداى آيهء مستقلى است نه انتهاى آن ؛ چنان كه آيهء تطهير كه در آخر آيهء 33 از همين سوره قرار دارد نيز اين چنين است . ( 3 )

آيهء تطهير

حسين بن حكم كوفى در كتاب ما نزل من القرآن فى اهل البيت عليهم السّلام با سند خود از شهر بن حوشب كه
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 195 . ( 2 ) . التبيان ، ج 8 ، ص 58 . اين در حالى است كه سيوطى اين خبر را از سدى نقل كرده و در الدر المنثور به اسم طلحه تصريح كرده و الميزان ، ج 16 ، ص 343 آن را از او نقل كرده است . ( 3 ) . مجمع البيان ، ج 8 ، ص 5 ؛ در أسباب النزول واحدى ، ص 299 از عطاء از ابن عباس آمده است كه گفت : اين سخن را يكى از بزرگان قريش گفت .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 116 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى