( مسأله 782 ) : كمترين مرتبه جهر آن است كه كسى كه درد و ناخوشى
در گوشش نباشد هرگاه نزديك نمازگزار باشد و متوجه نيز باشد صداى او را
بشنود و آخرين مرتبه آن ، آن است كه به مرتبه افراط در بلند بودن صدا نرسد ، و
كمترين مرتبه اخفات ( 1 ) آن است كه خود نمازگزار با توجه و نبودن مانع ، صداى
خود را بشنود و آخرين مرتبه آن ، آن است كه به مرتبه جهر نرسد ( 2 ) .
( مسأله 783 ) : هرگاه شخصى قصد تسبيحات اربعه را داشت و سهوا
شروع به حمد نمود و ملتفت شد بايد آن را قطع كند ( 3 ) و حمد يا تسبيحات را از
ابتدا شروع كند و بعد از نماز احتياطا دو سجده سهو بجا آورد و اگر وقتى كه به
نماز ايستاد تسبيحات به نظرش نبود و عادت به خواندن آن هم نداشت اگر همان
حمد را تمام كند اشكالى ندارد .
هامش
( 1 ) محمد كاظم طباطبائى : ملاك در جهر و اخفات ظهور جوهر صدا و عدم آن
است نه شنيدن و نشنيدن .
محمد باقر شيرازى : ليكن ملاك در جهر و اخفات ظهور جوهر صدا و عدم
آن است و شنيدن و نشنيدن غير بسيار قوى بلكه اقرب است .
( 2 ) محمد باقر شيرازى : با اين وجود تشخيص موضوع جهر و اخفات خالى از
اشكال نيست ولى با ظاهر نبودن جوهر صدا و نشنيدن كسى كه از نمازگزار عرفا دور
است ظاهرا از مصاديق اخفات مىشود اگر چه عرفا فرد نزديك به او صداى او را بشنود ،
و با شنيدن كسى كه نزديك به نمازگزار است اگر جوهر صدا ظاهر باشد مصداق
كمترين مرتبه جهر است .
( 3 ) محمد كاظم طباطبائى : وجوب قطع معلوم نيست مگر آنكه بدون قصد باشد
مثل اينكه يكى از آن دو را قصد كرده باشد و بعد به سبق لسان ( اشتباها ) شروع به
ديگرى نمايد .