شخص كثير الشك باشد نبايد به شك خود التفات نمايد چه از مكان خود حركت
كرده باشد و چه حركت نكرده باشد و رجوع در كثرت شك ، به عرف است يعنى
عرف او را كثير الشك بنامند .
( مسأله 369 ) : حكم اطلاق و اباحه آب و طهارت آن و طهارت بدن و
نيت و پى در پى بودن آن و مباشرت مكلف در افعال خود ، به صورتى است كه در
وضو گذشت ، پس اگر خودش مباشرتا مىتواند انجام دهد بايد انجام دهد و الا
بايد با كمك ديگرى انجام دهد .
( مسأله 370 ) : هرگاه شخص غسل خود را صحيح انجام داد و حكم
تدريج را نمى دانست اشكالى ندارد .
( مسأله 371 ) : كسى كه غسلهاى متعددى بر ذمه او است مثل جنابت
و حيض و مس ميت ، هرگاه در هنگام غسل كردن چنين بگويد ( 1 ) كه : غسل
مى كنم به جهت رفت جميع احداثى كه در ذمه من است ، يك غسل كفايت مىكند و
همچنين يك غسل كفايت از اغسال مستحبه مىكند هرگاه حصول عناوين ( 2 )
هر يك را در نظر بگيرد مثل اينكه قصد كند كه غسل زيارت و توبه و جمعه به
همين يك غسل مى كنم ، چه قصد حصول واجب هم كرده باشد و چه قصد نكرده
باشد .
( مسأله 372 ) : جنابت به دو چيز محقق مىشود : اول غايب شدن
هامش
( 1 ) محمد باقر شيرازى : گذشت كه گفتن لازم نيست و همان نيت كافى است و در
نيت بسيار نزديك است كه موجبات غسل هم مانند موجبات وضو باشد از بول و
نوم و امثال آن كه يك نيت براى تمام آنها كافى باشد هر چند قصد تمام هم نكند ،
ولى احوط نيت تمام است .
( 2 ) محمد كاظم طباطبائى : بلكه قصد يكى نيز مغنى و كافى از بقيه است .