تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
( 1 )

اسلام آوردن عبد الله بن سلام

ابن اسحاق در مورد اسلام آوردن عبد الله بن سلام ( از بعضى از خويشاوندان او ) حديثى را از او نقل كرده كه شبيه اسلام آوردن سلمان است . او مىگويد : هنگامى كه خبر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را شنيدم و اسم و صفات و زمانى را كه ظهور كرده بود شناختم ؛ فهميدم همان پيامبرى كه ما منتظر ظهور او بوديم ؛ مبعوث شده است ؛ امّا من اين راز را مخفى نگاه مىداشتم و ساكت بودم تا اين كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به مدينه آمد . « 1 » پس از آن كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله به قباء در ميان بنى عمرو بن عوف وارد شد ، من در ميان نخلستان خود مشغول كار بودم كه مردى آمد و خبر ورود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به من داد . در اين حال عمهء من خالده نزد من نشسته بود . وقتى كه خبر ورود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را شنيدم ، تكبير گفتم . عمه‌ام كه صداى تكبير مرا شنيده بود ، گفت : خدا تو را نااميد كند ! به خدا سوگند كه اگر خبر ورود موسى بن عمران عليه السّلام را مىشنيدم ، به اندازهء تو خوش‌حالى نمىكردم . گفتم : به خدا سوگند كه او برادر موسى بن عمران عليه السّلام و بر دين او است و بر همان چيزى مبعوث شده است كه موسى عليه السّلام برانگيخته شد . گفت : آيا او همان پيامبرى است كه به ما خبر مىدادند كه در آخر الزّمان ظهور مىكند ؟ گفتم : بله . ( 2 ) سپس نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله رفتم و اسلام آوردم ، آنگاه پيش خانواده‌ام برگشتم و به آنها پيشنهاد دادم كه اسلام بياورند و همگى اسلام آوردند و عمه‌ام خالدة دختر حارث هم اسلام آورد و من اسلام آوردن خويش را از يهوديان مخفى نگاه مىداشتم . سپس نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آمدم و گفتم : دوست دارم كه مرا در خانه‌ات مخفى كنى و آنگاه يهوديان را جمع كرده و دربارهء من از آنها سؤال كنى ؛ زيرا آنها اگر بفهمند كه من اسلام آورده‌ام ، مرا مورد سرزنش و بهتان قرار مىدهند . پس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مرا در يكى از اتاق‌هاى خانه‌اش مخفى كرد و به دنبال يهوديان فرستاد كه
هامش
بعد از ورود آن حضرت در مدينه بوده است ، لكن چنين به نظر مىرسد كه اسلام وى در همان ابتدا بوده است و خبر اسلام آوردن او شبيه اسلام آوردن عبد الله بن سلام مىباشد . ( 1 ) . طبرسى در مجمع البيان از قاضى در تفسيرش نقل مىكند كه : عبد الله بن سلام نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در مكه رفت و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به او فرمود : تو را به خدا قسم آيا بشارت به ظهور مرا در تورات يافته‌اى ؟ گفت : خداى خود را براى من توصيف كن . پس سورهء توحيد نازل شد و نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله آن را قرائت كرد و همين سبب اسلام آوردن وى شد ؛ الا اين كه او اسلام خويش را مخفى نگاه مىداشت تا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به مدينه هجرت كرد و آنگاه وى اسلام خود را آشكار كرد ؛ مجمع البيان ، ج 10 ، ص 859 و ابن اسحاق مىنويسد : عبد الله بن سلام يكى از عالم‌ترين أحبار بنى قينقاع بود كه اسم اصلىاش حصين بن سلام بود و هنگام كه مسلمان شد ، رسول الله صلّى اللّه عليه و آله او را عبد الله ناميد ؛ سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 162 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 183 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى