باغي است مال شخصي كه أو را حاجى ميرزا هادي مىگفتند واز متمولين معروفين عجم بود كه در بغداد ساكن بود گفتم سيدنا راست است كه مىگويند زمين باغ حاجى ميرزا هادي مال حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام است فرمود چه كار دارى به اين واز جواب اعراض نمود پس رسيد به ساقيه آب كه از شط دجله مىكشند براي مزارع وبساتين آن حدود واز جاده مىگذرد وآنجا دو راه مىشود به سمت بلد يكى راه سلطاني است وديگرى راه سادات وآن جناب ميل كرد به راه سادات پس گفتم بيا از اين راه يعنى راه سلطاني برويم فرمود نه از اين راه خود مىرويم پس آمديم وچند قدمي نرفتيم كه خود را در صحن مقدس در نزد كفشدارى ديديم وهيچ كوچه وبازارى را نديديم پس داخل إيوان شديم از طرف باب المراد كه از سمت شرقي وطرف پايين پا است ودر در رواق مطهر مكث نفرمود واذن دخول نخواند وداخل شد ودر در حرم ايستاد پس فرمود زيارة بكن گفتم من قارى نيستم فرمود براي تو بخوانم گفتم آرى پس فرمود أَأَدْخُلُ يَا اللَّه السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّه السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وهمچنين سلام كردند بر هر يك از أئمة عليهم السلام تا رسيدند در سلام به حضرت عسكرى عليه السلام وفرمود السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ الْعَسْكَرِيَّ آنگاه فرمود امام زمان خود را مىشناسى گفتم چرا نمىشناسم فرمود سلام كن بر امام زمان خود گفتم السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّه يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ يَا ابْنَ الْحَسَنِ پس تبسم نمود وفرمود عَلَيْكَ السَّلامُ ورَحْمَةُ اللَّه وبَرَكَاتُه پس داخل شديم در حرم مطهر وضريح مقدس را چسبيديم وبوسيديم پس فرمود به من زيارة كن گفتم من قارى نيستم فرمود زيارة بخوانم براي تو گفتم آرى فرمود كدام زيارة را مىخواهى گفتم هر زيارة كه أفضل است مرا به آن زيارة ده فرمود زيارة امين الله أفضل است آنگاه مشغول شد به خواندن وفرمود السَّلامُ عَلَيْكُمَا يَا أَمِينَيِ اللَّه فِي أَرْضِه وحُجَّتَيْه عَلَى عِبَادِه الخ وچراغهاى حرم را در اين حال روشن كردند پس شمعها را ديدم روشن است ولكن حرم روشن ومنور است به نوري ديگر مانند نور آفتاب وشمعها مانند چراغى بودند كه روز در آفتاب روشن كنند ومرا چنين غفلت گرفته بود كه هيچ ملتفت اين آيات نمىشدم چون از زيارة فارغ شد از سمت پايين پا آمدند به پشت سر ودر طرف شرقي ايستادند وفرمودند آيا زيارة مىكنى جدم حسين عليه السلام را گفتم آرى زيارة مىكنم شب جمعه است پس زيارة وارث را خواندند ومؤذنها از اذان مغرب فارغ شدند پس به من فرمود نماز كن وملحق شو به جماعت پس تشريف آورد در مسجد پشت سر حرم مطهر وجماعت در آنجا منعقد بود وخود به انفراد ايستادند در طرف راست امام جماعت
مفاتيح الجنان ( فارسي ) — صفحة 487
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٤٨٧