وسلام مىكنند بر آن حضرت بعد از آن مىآيند نزد قبر حسين عليه السلام وسلام مىكنند بر آن جناب پس از آن به آسمان بالا مىروند ومثل ايشان هر روز نازل مىشود تا روز قيامت پس فرمود آن حضرت كه هر كه زيارة كند أمير المؤمنين عليه السلام را وعارف به حق آن حضرت باشد يعنى آن جناب را امام واجب الإطاعة وخليفه بلا فصل داند واز روى تجبر وتكبر به زيارة نيامده باشد حق تعالى بنويسد از براي أو اجر صد هزار شهيد وگناهان گذشته وآينده أو را بيامرزد ومبعوث گردد در روز قيامت از جمله ايمنان از أهوال آن روز وآسان گرداند بر أو حساب را واستقبال نمايند أو را ملائكة وچون برگردد از زيارة أو را مشايعت نمايند تا به خانه خود بر گردد واگر بيمار شود به عيادت أو بيايند واگر بميرد متابعت جنازة أو بكنند واز براي أو طلب آمرزش نمايند تا قبرش وسيد عبد الكريم بن طاوس در فرحة الغري از آن حضرت روايت كرده كه فرمود : هر كه پياده به زيارة أمير المؤمنين عليه السلام برود حق تعالى به هر گامى ثواب يك حج ويك عمره براي أو بنويسد واگر پياده برگردد به هر گامى ثواب دو حج ودو عمره از براي أو بنويسد ونيز از آن حضرت روايت كرده كه : به ابن مارد فرمود اى پسر مارد هر كه زيارة كند جدم أمير المؤمنين عليه السلام را عارفا بحقه بنويسد حق تعالى از براي أو به عدد هر گامى حج مقبول وعمره پسنديده اى پسر مارد والله نمىخورد آتش جهنم قدمي را كه غبار آلوده شود در زيارة حضرت أمير المؤمنين عليه السلام خواه پياده رود خواه سواره اى پسر مارد بنويس اين حديث را به آب طلا ونيز از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : ما مىگوئيم كه در پشت كوفه قبرى هست كه پناه نمىبرد به آن قبر دردناكى مگر آنكه حق تعالى أو را شفا كرامت مىفرمايد مؤلف گويد كه از اخبار معتبره ظاهر مىشود كه حق تعالى قبر أمير المؤمنين عليه السلام وأولاد طاهرينش را معقل خائفين وملجأ مضطرين وأمان أهل زمين قرار داده هر غمناكى كه نزد أو برود غمش زايل گردد وهر دردناكى كه خود را به أو بمالد شفا گيرد وهر كه به آن پناه برد در أمان باشد سيد عبد الكريم بن طاوس روايت كرده از محمد بن علي شيبانى كه گفت من وپدرم وعمم حسين به نحو پنهانى در شب رفتيم به زيارة قبر أمير المؤمنين عليه السلام وأين در سال دويست وشصت وچيزى بود ومن كودكى صغير بودم چون رسيديم به نزد قبر آن حضرت ديديم كه آن قبر مطهر دورش سنگهاى سياه گذاشته شده وبنايى ندارد پس ما نزديك آن رفتيم بعضي از ما شروع كرد به خواندن قرآن وبعضى ديگر مشغول به نماز شد وبعضى مشغول به زيارة ودر اين حال بوديم كه ناگاه ديديم شيرى به جانب ما مىآيد چون نزديك ما آمد به فاصله يك نيزه ما از آن محل شريف دور شديم آن حيوان به نزديك قبر رفت وشروع كرد به ماليدن ذراع خود بر قبر يكى از ما نزديك أو رفت
و
مفاتيح الجنان ( فارسي ) — صفحة 337
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٣٣٧