تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
گشوده است . پس چنانچه در آموزش و پرورش مردمان به نيكى رفتار كنى و از ورود واردات و سؤالات ايشان دلتنگ و رنجور نگردى خداى تو را از فضيلت خود بيفزايد ، و ابواب دانش بر روى تو بگشايد ؛ و اگر مردمان را از آموختن دانش خويشتن ابا دارى و بهره نرسانى ، و يا آنگاه كه جهت كسب علم و دانش به خدمت تو درآيند ، آنان را از خوى و خصلت خود به دهشت و ملال درآورى ، آن وقت است كه خداى عز و جل لباس علم از تو برگيرد و فروغ دانش را از تو دور كند و مقام و منزلت تو را از دلهاى كسان برافكند . 19 - حق زن اما حق زن و همسر تو آن است كه بدانى خداى تعالى او را از بهر آسايش و آرامش و مؤانست و مصاحبت تو مقرر فرموده ، و بدانى كه اين نعمت بزرگى است كه خداى عز و جل بر تو ارزانى داشته است ، پس بايد وى را گرامى بدارى و با او از در تكريم و رفق و ملايمت درآيى ، و با او به نرمى و ملاطفت رفتار كنى . اگر چه حق تو بر وى افزون و رعايت اين كار بر وى واجب‌تر است ، اما چون وى اسير تو و در اختيار توست ، بر تو لازم است كه بر وى به رحمت و رأفت رفتار كنى ، و در خوراك و پوشاك او به نيكى اقدام نمايى . و اگر كارى از روى نادانى انجام دهد ، بر وى بخشايش آورى ؛ كه نيرو و قوه‌اى جز نيروى خداوند نيست . 20 - حق مملوك و غلام اما حق غلام و بنده اين است كه بدانى خداوند تو را حامى ، ياور و پناهگاهش ساخته و او را واسطه‌اى ميان خودش و تو قرار داده و سزا است كه تو را از دوزخ نجات دهد ، و اين اجر و ثواب در آخرت از او براى تو باشد و در صورتى كه خويشاوندى نداشت ، و تو مالت را خرج او ، و به حق او قيام كردى ، در دنيا هم ميراث او را ببرى ، و چنانچه مراعات او را نكنى بيم آن مىرود كه ميراثش بر تو گوارا باشد . و لا قوة الا باللّه . 21 - حق مادر حق مادر اين است كه موقعيت او را بدانى . كه وى قريب يك سال تو را در شكم خود و جايى كه احدى را در آنجا مسكن نمىدهد ، جاى داد و تحمل بار سنگين تو را پذيرفت . از محصول قلب خود تو را غذا داد و با گوش ، چشم ، دست ، پا ، مو ، پوست و جميع اعضاى خود از تو نگهدارى كرد ، و با شادى و خرسندى و اميد ، توأم با سختيها و غم و اندوه فراوان ، از تو مراقبت كرد ؛ تا ساعت وضع حمل فرا رسيد . اين عمل براى او چنان سخت و طاقت‌فرسا بود كه اگر امداد خداوندى شامل حالش نمىشد قطعا جان خود را از كف مىداد . تو را بر زمين گذاشت ، و به دنبال آن بر اثر محبت و علاقه‌اى كه خداوند در دلش جاى داد چنان به تو دل بست كه حاضر شد تو را سير گرداند ، و خود گرسنه بماند . به تو لباس بپوشاند و خود عريان بماند . تو را سيراب كند و خود با تشنگى بسازد . در زير سايه‌بانها جايت دهد و خود در آفتاب سوزان ، چهرهء تابناك خويش را تيره سازد . اين همان مادر پرعاطفه است كه روزى شكمش جاى تو ، آغوش گرم و پرمهرش ، خانه و منزل كوچك تو ، پستان نرم و لطيف و پرشيرش سيراب كنندهء تو ، و خودش پاسبان تو ، و در سردى و گرمى روزگار مباشر و متصدى كارهاى تو بود . پس تو نيز بايد در برابرش سپاسگزارى و قدردانى كنى و اين قدردانى و تشكر جز به يارى و توفيق خداوند ميسر نخواهد بود . 22 - حق پدر حق پدر اين است كه وى را اصل و اساس ، و خود را فرع و شاخهء آن بدانى . و بدانى كه او علت و به وجودآورنده تو است . زيرا اگر او نبود تو هم به وجود نمىآمدى . چنانچه در وجود خود فضل و معلومات و يا