وديعه گذاشتى اطمينان تو بيش از سپرده و امانتى است كه آشكارا به دست كسى بسپارى و چه بهتر كه اين وديعه و امر خير را كه به طور پنهانى و سرى انجام دادهاى همچنان بين خود و خداى خود محفوظ نگاه دارى و هرگز آن را آشكار نسازى و به استشهاد و استظهار گوشها و چشمها نپردازى ، و هرگز چنين وانمود نكنى كه اطمينان تو به گوشها و چشمها بيش از وثوق تو نسبت به خدا است .
و سزاوار نيست كه با اين عمل خود بر ديگران منت نهى ؛ زيرا كه خيريه و صدقه عملى است كه نتيجهء آن منحصرا عايد تو خواهد شد . پس چون بر كسى منت نهى چنان باشد كه كار خود را تقبيح و عمل خود را ضايع كردهاى و اين ، دليل بر اين است كه مراعات خود را نكنى و مانند كسى است كه نيك و بد نزد او يكسان باشد . بدين ترتيب چگونه مىتوان گفت كه چنين شخصى به اصول اخلاقى پاىبند است ؟ و لا قوة الا باللّه .
13 - حق قربانى حق قربانى اين است كه تنها به خاطر خدا و طلب رحمت از او به اين امر بپردازى و با خلوص نيت از خداوند بخواهى كه آن را مورد قبول قرار دهد و از جلب نظر تحسينآميز نظاره كنندگان خوددارى كنى .
در اين صورت بدون شك از ناراحتيها و ظاهرسازيهاى ناشى از تكلف و تصنع كه از خصايص مردم كوتهبين و عارى از حقيقت است رهايى خواهى يافت ؛ زيرا آن كس كه در كارها صرفا قصد خدا را بنمايد حتما از تكلف و رفتار ساختگى خلاص و آسوده خواهد شد . و اين بدان علت است كه خداوند در اوامر و نواهى ، انسان را به تكلف و مشقت وانمىدارد . و به سادگى و آسانى راضى و خوشنود مىگردد .
خداوند از بندگان خود بيش از امور مشكل و سخت ، كارهاى آسان را خواسته است . علاوه بر اين ، سادگى و درويش منشى به مراتب براى شما بهتر از زندگانى پرزرقوبرق و لردمنشى است . از طرفى لردان و كسانى كه با زندگى اشرافى خو گرفتهاند اغلب بيش از كسانى كه به درويشى و سادگى عادت دارند با مشقت و سختى مواجه خواهند شد ؛ زيرا كه سادگى و بىپيرايه زيستن ، خود از صفاتى است كه با خلقت انسان آفريده شده و هر يك براى آدمى امرى طبيعى محسوب مىشود ، و طبيعت هرگز همراه با مشقت و تكلف نخواهد بود . و لا قوة الا باللّه .
14 - حق سلطان حق سلطان اين است كه خود را نسبت به او چون فرزندى بدانى كه احتياج به مراقبت و مواظبت دارد ، و تو براى او وسيلهء آزمايش و امتحان بوده و او به تو گرفتار است . و بدانى كه در برابر مقام و امتيازى كه بر تو دارد مىبايست جهت ادارهء امور مملكت ناراحتيهاى فراوانى را تحمل كند و گرفتاريها و مشقات بىشمارى را بر عهده بگيرد . و مىبايست خيرخواه او باشى و در حالى كه وى در اوج اقتدار و سلطه تكيه زده و تو فردى ضعيف و كوچك به شمار مىروى هرگز موجبات خشم و غضب وى را فراهم نياورى و رفتارى توأم با لجاجت و عناد با وى نداشته باشى ؛ كه به اين وسيله موجبات هلاكت خود و او را فراهم ساختهاى .
رفتارت با وى چنان باشد كه از حدود تواضع و انعطاف خارج نشوى و از تو خوشنود باشد . بدان اندازه كه وى را از تو بازدارد و به دين و آئين تو صدمهاى وارد نسازد ، و جز با استمداد از خداوند به اين امر اقدام نكنى . و لا حول و لا قوة الا باللّه .
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 264
مساهمون: السيد محسن الأمين
ص٢٦٤