سه بار در آنجا ديده شود ، به زندان خواهد رفت . و بدين ترتيب مردم را از اطراف آن پراكنده ساختند ، و از ورود به محل قبر شريف امام جلوگيرى كردند . و سرانجام به محل كشتزار تبديل كردند . . .
از اين مطلب چنين برمىآيد كه اطراف مرقد مطهر امام خانههايى بوده و مردمانى در آنجا سكونت داشتند كه متوكل فرمان تخريب آنها را داده بود . شيخ طوسى در كتاب امالى از ابن حشيش از ابى مفضل شيبانى و او از على بن عبد المنعم بن هارون خديجى آورده است كه گفت : جدّ من قاسم بن احمد بن معمر اسدى كوفى كه به سيره و تاريخ و زندگانى مردمان آگاهى بسيار داشت ، براى من تعريف كرد : به متوكل جعفر بن معتصم اطلاع رسيده بود كه مردمان بسيارى از اهالى شهر در سرزمين نينوا اجتماع كردهاند و گروههاى بسيارى به زيارت قبر حسين ( ع ) مىشتابند . پس متوكل يكى از فرماندهان خويش همراه با عدّهء بسيارى از سپاهيان را بدين سرزمين فرستاد تا آنان را از اطراف قبر حسين ( ع ) پراكنده سازند ، و از زيارت آن حضرت و اجتماع مردم مانع گردند . پس مأمور متوكل اين امر را به انجام رساند . اين حادثه كه به سال 237 رخ داد ، نه تنها مانع نگرديد كه مردم از گرد قبر شريف آن حضرت پراكنده شوند بلكه موجب خشم و شورش مردم شد .
آنها به فرماندهء سپاه متوكل اعلام كردند ، چنانچه به كشتار ما نيز فرمان دهى بازهم از زيارت قبر حسين ( ع ) دست نخواهيم كشيد . همين كه سپاهيان متوكل دريافتند آنچه را كه مردم گفتهاند خواه و ناخواه انجام خواهند داد ، اين مطلب را به متوكل عباسى گزارش دادند . آنگاه متوكل نامهء فرمانده را پاسخ داد و دستور داد آنان را رها سازند و به اين بهانه كه سپاهيان وى قصد دارند به مصالح مردم كوفه بپردازند آنان را به سوى اين شهر گسيل داشت . بدين ترتيب زمانى چند سپرى گرديد تا آنگاه كه سال 247 فرا رسيد .
پس بار ديگر متوكل اطلاع يافت كه اهالى شهر و گروههاى بسيارى از كوفه به طرف كربلا رو آوردهاند و جماعت بسيارى به زيارت قبر امام مىپردازند ، و بازار بزرگى در آنجا بنا ساختهاند .
متوكل بازهم فرماندهاى به همراه لشكريان بسيار به جانب كربلا فرستاد . يكى از افراد سپاه وى بانگ زد ، هر كس به زيارت قبر حسين ( ع ) برود خونش ريخته خواهد شد . سپس فرمان داد قبر را تخريب كردند و زمين آن را به كشتزارى تبديل ساختند و از اين مرحله پا را فراتر نهاد و دستور داد هر كس از آل ابو طالب و همچنين از شيعيان را بيابند به قتل رسانند . اما دست تقدير نگذاشت به آرزوى خود نايل گردد و ديرى نپاييد كه به هلاكت رسيد .
نگارنده معتقد است كه تخريب و ويران ساختن قبر امام و ممانعت از زيارت آن حضرت به دستور متوكل از سالهاى 236 و 237 آغاز گرديد و تا سال 247 كه متوكل به قتل رسيد اين امر ادامه داشت .
وى كه حاكمى ستمگر بود تا آنگاه كه زنده بود از زيارت مرقد امام حسين جلوگيرى مىكرد و مردم را از اين امر بازمىداشت و يا لااقل مردم تا مدتى كمتر به زيارت قبر امام مىرفتند و يا دوستان امام چندى مخفيانه زيارت مىكردند . مدتى سپرى شد . بازهم از سوى او ممانعت به عمل آمد تا آنگاه كه دست تقدير الهى وى را به هلاكت رساند . برخى از شعراى زمان دربارهء او چنين گفتهاند :
أ يحرث بالطف قبر الحسين * و يعمر قبر بنى الزانيه
لعل الزمان بهم قد يعود * و يأتى بدولتهم ثانيه
چنان كه قبلا نيز اشاره شد ، در زمان مأمون بناى مرقد امام حسين ( ع ) تجديد گرديد تا آنگاه كه متوكل