تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
قاتل الخارجي اعني حسينا * و مبيد الاعداء و الحساد
ابن عقيل مىگويد : يكى از مواردى كه مىرساند كه يزيد مورد لعن و نفرين قرار گرفته و كفر و زندقهء وى را نشان مىدهد ، شعرى است كه با صراحت كفر و الحاد و خوى زشت و عقايد فاسد خود را آشكار مىسازد . نخستين ابيات شعر وى چنين است :
علية هاتي و اعلنى و ترنمى * بذلك اني لا احب التناجيا حديث أبي سفيان قدما سما بها * الى احد حتى أقام البواكيا الا هات سقيني على ذاك قهوة * تخيرها العنسى كرما شاميا اذا ما نظر نافي امور قديمة * وجدنا حلالا شربها متواليا و ان مت يا ام الأحيمر فانكحي * و لا تأملى بعد الفراق تلاقيا فان الذي حدثت عن يوم بعثنا * أحاديث ملسم تجعل القلب ساهيا و لا بدلي من ان أزور محمدا * بمشمولة صفراء تروي عظاميا
در شعر ديگرى چنين مىگويد :
معشر الندمان قوموا * و اسمعوا صوت الأغاني و اشربوا كأس مدام * و اتركوا ذكر المغانى ( المثانى ) شغلتنى نغمة العيدان * عن صوت الاذان و تعوضت عن الحور * عجوزا في الدنان
و نيز اشعار ديگرى كه نگارنده از ديوان وى نقل كرده‌ام خود نشانگر آن است كه بر اين امت موجب ننگ و عار بود كه كسى مانند يزيد حكومت كند . تا آنجا كه ابو العلاء مصرى در اشعار خود آنان را كه خلافت و حكومت يزيد را پذيرفته‌اند مورد سرزنش و نكوهش قرار داده است . چند بيت از اشعار نامبرده چنين است :
ارى الايام تفعل كل نكر * فما أنا فى العجائب مستزيد أ ليس قريشكم قتلت حسينا * و كان على خلافتكم يزيد
ابن عقيل در جاى ديگر مىگويد : چنين افتاد كه جدّم ابو الفرج روزى در بغداد به منبر رفته و به سخن پرداخته بود . عده‌اى كه خود از ستمكاران بودند تاب نياوردند . برخاستند و مجلس را ترك كردند . پس وى گفت : « الا بعدا لمدين كما بعدت ثمود » همچنان كه قوم ثمود هلاك گرديدند ، بر قوم مدين نيز هلاكت باد . برخى از بزرگان براى من تعريف كرده گويند : در آن روز عده‌اى از جدّ من دربارهء يزيد پرسيدند و گفتند يزيد را چگونه ديدى ؟ وى در پاسخ آنها گفته بود : چه مىتوان گفت دربارهء مردى كه همه كس مىداند كه در طى سه سال حكومت خود مرتكب چه اعمالى گشته است . در سال اول فرمانروايى ، دست خود را به فاجعهء بزرگ شهادت امام حسين ( ع ) آلوده ساخت . در دومين سال به قتل و غارت و ترس و وحشت مردم مدينه پرداخت و در سال سوم حكومت ، خود خانهء كعبه را ويران كرد . مردم با شنيدن جنايات يزيد ، گفتند : آيا مىتوانيم او را لعن كنيم ؟ وى گفت : او را لعن و نفرين كنيد . ابن عقيل ادامه داده گويد : جدّ من در كتاب ، الرّد على المتعصب العنيد ، مىنويسد : در حديث آمده است كه هر كس مرتكب يك صدم اعمال ناپسند يزيد گردد مستوجب لعن و نفرين خواهد بود ، و در اين