تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
موقعى كه شوهر به خانه آمد از قول من به او بگو كه « آستانهء خانه‌ات را تغيير بده » پس از زمانى اسماعيل به خانه آمد و بوى پدرش را از محيط خانه استشمام كرد از همسر خود پرسيد آيا كسى بخانهء ما آمده بود ؟ همسر وى گفت : بلى پير مردى به اين اوصاف در غياب تو به منزل ما آمد ولى اوصاف ابراهيم عليه السلام را با لحن تحقير آميزى ذكر كرد ! اسماعيل گفت آن پير مرد به تو چيزى نگفت همسر او گفت ، به من سفارش كرد هنگامى كه شوهرت آمد از قول من به او سلام برسان و بگو كه آستانهء خانه‌ات را تغيير بده ! اسماعيل آن زن را طلاق گفت و براى خود همسر ديگرى انتخاب كرد . پس از مدتى باز ابراهيم عليه السلام از ساره اجازه خواست كه براى ملاقات اسماعيل به مكه برود ساره به اين شرط نيز موافقت كرد كه ابراهيم در مكه از مركب خود فرود نيايد . ابراهيم عليه السلام به طرف مكّه حركت كرد و هنگامى كه بدر خانه اسماعيل رسيد ديد اسماعيل در خانه نيست از همسر وى پرسيد اسماعيل كجا رفته است ؟ او در جواب گفت شوهرم بعزم شكار بخارج منزل رفته است و الآن انشاء اللَّه خواهد آمد تو اكنون از مركب خود پائين بيا و استراحت كن ابراهيم گفت : آيا وسيله پذيرايى از مهمان دارى او گفت : بلى و فوراً مقدارى شير و گوشت بحضور آورد ابراهيم عليه السلام آن شير را نوشيد و آن گوشت را خورد و از خداوند براى شير و گوشت بركت خواست - چنانچه آن زن در آن روز نان يا گندم يا جو يا خرما آورده بود و ابراهيم عليه السلام دربارهء اينها دعا ميكرد ، بركت بيشترى به اينها داده ميشد - پس از اينكه ابراهيم عليه السلام غذا ميل كرد همسر اسماعيل مجدداً بوى گفت از مركب پائين بيا تا سرت را بشويم ولى ابراهيم عليه السلام پياده نشد . همسر اسماعيل قطعهء سنگى را كه امروز « مقام ابراهيم » ناميده مىشود آورد و زير پاى راست ابراهيم عليه السلام گذارد و جانب راست سر ابراهيم را شستشو داد و اثر پاى راست وى در آن نقش بست بعد از آن ، آن سنگ را در زير پاى چپ ابراهيم قرار داد و طرف چپ سر او را شستشو داد و اثر پاى چپ او در آن سنگ ماند . ابراهيم عليه السلام به طرف مسكن خود قصد مراجعت كرد و هنگام حركت بهمسر