گرفتن و فديه دادن را نسخ نموده است چه ، آيهاى كه ناسخ آيهء ديگر است لازم نيست كه بين او و آيه منسوخ فاصله باشد بلكه ممكن است هر دو در يك وقت نازل شده باشند . و وجه اوّل از اين دو معنا در نظر تقويت مىشود .
وَ مَنْ كانَ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ . . .
- تفسير اين آيه قبلًا گفته شد و ميزان در مرضى كه موجب افطار روزه مىشود ترس از زياد شدن بيش از اندازهء آن است . ابو بصير از امام جعفر صادق عليه السلام سؤال كرد كه ميزان مرضى كه اگر پديد آمد ميتوان روزه را افطار نمود چيست ؟ امام عليه السلام فرمود خود انسان امين شناخته شده و تشخيص آن به خودش واگذار شده است مرض هر چه باشد اگر شخص در خودش توانايى روزه گرفتن نمىبيند بايد روزه را افطار كند و اگر در خود توانايى مىبيند بايد روزه را بگيرد .
و نيز نقل شده كه اگر مرض طورى باشد كه انسان نتواند به مقدار نماز خواندن سر پا بايستد بايد روزه را افطار نمايد - و بالآخره ميان دانشمندان در بيان ميزان مرضى كه مجوّز روزه نگرفتن است اختلاف مىباشد .
و اما ميزان سفرى كه باعث افطار كردن است در نزد ما ( شيعه ) با قيد اينكه بايد سفر مباح يا در راه اطاعت خدا باشد هشت فرسخ است كه 24 ميل مىباشد و از نظر شافعى 16 فرسخ و ابى حنيفه 24 فرسخ است .
در اينكه مراد از ( عدة من ايام اخر ) چه وقت است اين اقوال گفته شده است :
1 - جمعى از مفسرين ميگويند وقت آن مضيّق و فورى است بنا بر اين به مجرد اينكه مرض او بر طرف شد و يا اينكه از سفر باز آمد قضاء آنها را بجا آورد .
2 - ابو حنيفه ميگويد وقت آن وسعت دارد هر وقت بجا آورد كافى است .
3 - در نزد ما ( شيعه ) وقت آن تا رسيدن ماه رمضان بعد از آن است و چنانچه ماه رمضان رسيد و هنوز قضاء آنها را نگرفته است بايد بعد از آن ماه رمضان قضاى روزهها را بگيرد و فديه هم بدهد و در گرفتن آنها ميتواند پشت سر هم انجام دهد و