نمىفهمد ، بنا بر اين وجه هر چند خداوند مثل دوّم را بناعق اضافه كرده است ولى مراد از آن « معوّق به » يعنى چهار پا است پس از آن خداوند كافران را مورد توبيخ قرار داد و فرمود :
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ .
« ابن عباس و قتاده و سدى » مىگويند : يعنى آنان از شنيدن دليل كر و از تكلّم به حق گنگ و از ديدن آن كورند « 1 » .
فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ . . .
- يعنى آنان چون از عقل خود بهرهبردارى نكردند بمنزلهء بيخردان ميباشند .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 172 ]
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ ( 172 )
[ ترجمه ]
اى اهل ايمان روزى حلال و پاكيزهاى كه ما نصيب شما كرديم بخوريد و خدا را سپاسگزارى كنيد اگر منحصراً او را ميپرستيد
شرح لغات
شكر : اعتراف بنعمت كه با نوعى از تعظيم مقرون باشد و آن بر دو نوع است :
1 - اعتراف بنعمت در هر زمانى كه منعم عليه متذكر آن شود .
2 - اطاعت و فرمانبردارى از منعم بر حسب بزرگى نعمت نوع اول در هر حالى از احوال كه انسان متذكر نعمت گردد لازم است و نوع دوم در حالى لازم است كه قيام به حق در آن حال لازم باشد .
عبادت نيز نوع مخصوصى از شكر است كه با خضوع خاصى توأم است و علّت اينكه كسى غير از خدا استحقاق عبادت را ندارد اين است كه اصول نعمتها را كه حيات و قدرت و شهوت و انواع منافع ديگر ميباشند تنها او به انسان عنايت كرده است و جز او هيچكس قدرت اعطاء آنها را ندارد .
تفسير :
پس از آن خداوند مؤمنان را مورد خطاب قرار داده نعمتهاى آشكار و
هامش
( 1 ) معناى اين جمله در اوائل سوره بطور مشروح بيان گرديد .