1 - كفّار بچهارپايان تشبيه گرديده است .
2 - خواننده كفّار بسوى توحيد بچوپان تشبيه شده است . و از تشبيه اوّل چهارپايان و از تشبيه دوّم خوانندهء كفّار بسوى توحيد حذف گرديده است و اين حذف به جهت آنست كه محذوف از مدلول كلام بدست ميآيد نظير گفتار خداوند .
« وَ جَعَلَ لَكُمْ سَرابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ »
« 1 » كه مراد اين است تقيكم الحرّ و البرد يعنى خداوند براى شما لباس قرار داد تا از گرما و سرما شما را حفظ كند . اين وجه را اخفش و زجّاج گفتهاند .
3 - تشبيه كفار به چوپان و وجه تشبيه جهالت كفار و چوپان
مقصود اين است كه مثل كافران در خواندن بتها مانند چوپانى است كه چهارپايان را با كلماتى مىخواند و حال آنكه آنها چيزى از آن كلمات نمىفهمند يعنى همانطور كه كسى كه چهارپايان را به اين وصف مىخواند نادان شمرده مىشود كافران كه بتهاى سنگى را مىخوانند نادانتر ميباشند زيرا چهارپايان آواز را ميشنوند هر چند معناى آن را نمىفهمند ولى بتها اصلًا چيزى را نميشنوند اين وجه را ابو القاسم بلخى و غير او گفتهاند .
4 - تشبيه كفّار بچوپان و وجه تشبيه عدم فهم بتها و چهارپايان
مراد اين است كه مثل كافران در اينكه بتهاى بى عقل و فهم را مىخوانند ، مانند شبانى است كه چهارپايان را بانگ مىزند و مىخواند حال آنكه چهارپايان چيزى از آن نمىفهمند .
بنا بر اين اين وجه ، دعاءً و نداءً منصوب به « ينعق » است و « الّا » زايد و فقط براى تأكيد كلام است .
5 - تشبيه كفّار بچهارپايان
مقصود اين است كه مثل كافران مانند گوسفندى است كه آواز بانگ زننده را
هامش
( 1 ) آيهء 81 سورهء نحل