تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
مروه يا واجب يا مستحبّ است « بنا بر اختلافى كه ميان فقهاء موجود است » اين است كه بالاى كوه « صفا » بتى بنام « اساف » و بالاى كوه « مروه » بتى بنام نائله نصب گرديده بود مشركين هر موقعى كه ميان صفا و مروه سعى ميكردند آنها را بعنوان تبرك مسح ميكردند و لذا مسلمانان از سعى ميان صفا و مروه بواسطهء همان بت‌ها خوددارى ميكردند ، خداوند در اين مورد اين آيه را نازل و اعلام كرد كه با وجود اين بت‌ها مانعى از سعى بين صفا و مروه وجود ندارد . در اين صورت منظور اين است كه از لحاظ وجود آن بت‌ها مانعى و اشكالى نيست و الّا اصل سعى ميان صفا و مروه معلوم بوده است كه مانعى ندارد . همانطور كه اگر انسان در مكانى محبوس باشد كه نماز خواندن در آن مستلزم توجّه بنقطه‌اى است كه توجه به آن در حال نماز مكروه است و غير از آن نقطه به جهت ديگر هم نماز خواندن ممكن نباشد ، در اين حال بوى بگويند « مانعى براى تو از نماز خواندن به آن جهت نيست » روشن است كه عدم منع در اين عبارت مربوط باصل نماز نيست بلكه فقط مربوط به نماز خواندن به آن جهت است . در روايت ديگرى كه از حضرت صادق نقل شده است ميفرمايد : « نزول آيه در « عمرهء قضا » بود و جريان آن به اين شرح است كه رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با مشركين شرط نموده بود كه در حال عمرهء اصحاب ، بت‌ها را از روى صفا و مروه بردارند ولى عمرهء يكى از اصحاب بواسطهء اشتغال ديگرى كه پيدا كرد بتأخير افتاد بطورى كه بت‌ها را مشركين قبل از انجام عمرهء او بجاى خود برگرداندند ، در اين حال از آن حضرت پرسيده شد با اينكه آن صحابى هنوز عمرهء خود را بجا نياورده است بت‌ها را بجاى خود برگردانده‌اند تكليف چيست ؟ در جواب ، اين آيه نازل گرديد و سعى ميان صفا و مروه را با وجود بتهايى كه روى آنها بود ، ترخيص كرد و از آن پس مردم با همان حال سعى ميكردند تا هنگامى كه پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله حجّ بجا آورد و آنها را به پائين افكند » .
وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً . . .
- در معناى آن سه قول است :