تطوّع : تبرّع بانجام نافله .
شاكر : سپاسگزار نعمت و اين كلمه بر خداوند بطور « مجاز » اطلاق مىشود زيرا او بر همه نعمت عنايت مىكند و كسى به او نعمتى نميدهد .
تفسير :
چون پروردگار متعال امتحان مردم را كه گاهى بوسيلهء تكاليف و وظائفى كه مقرّر داشته است و گاهى بوسيلهء مصيبتها و مشقتها صورت مىگيرد ، تذكّر داد اين اين نكته را نيز بيان كرد كه از جملهء تكاليف الهى تكاليفى است كه دربارهء حج مقرّر گرديده است :
إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ . . .
- يعنى « صفا » و « مروه » از جملهء علائم عبادات خداوند است ، بعضى گفتهاند يعنى هر يك از صفا و مروه محلّ عبادت و اطاعت خداوند مىباشد و بعضى گفتهاند يعنى توجه به آنها جزء دين است برخى ميگويند در اين كلام حذف رخ داده است و مقصود اين است كه سعى ميان صفا و مروه از شعائر خداست .
از حضرت صادق عليه السلام نقل شده است كه آدم عليه السلام از بهشت بر « صفا » و حوّا بر « مروه » فرود آمد و به اين مناسبت « صفا » بنام آدم مصطفى ، و مروه بنام مرئه « 1 » يعنى زن ناميده شد .
فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ . . .
- كسى كه به منظور اعمال حج قصد خانهء كعبه نمايد .
أَوِ اعْتَمَرَ . . .
- يا عمره بجا بياورد .
فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما . . .
- مانعى و اشكالى بر او نيست كه سعى ميان صفا و مروه نيز بجا بياورد . حضرت صادق عليه السلام فرمود : « مسلمانان گمان ميكردند كه صفا و مروه از بدعتهاى اهل جاهليّة است لذا خداوند اين آيه را نازل فرمود » .
شعبى و بسيارى از علماء ميگويند علّت اينكه خداوند
فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما
- يعنى مانعى نيست كه سعى بجا بياورد - فرموده و حال آنكه سعى ميان صفا و
هامش
( 1 ) شايد مراد اين است كه مروه با كلمه مرئه مناسبت لفظى دارد يا باعتبار اينكه داراى علامت تأنيث است .