بعضى گفتهاند شعور به آن قبيل ادراك گفته مىشود كه از راه حسّ صورت بگيرد و لطيف هم باشد و آن از « شعر » به معناى موى مأخوذ است و « شاعر » را به اين مناسبت شاعر ميگويند كه دركهاى لطيف و دقيقى در تنظيم الفاظ و معانى دارد .
تفسير :
پس از اينكه خداوند بصبر و نماز به منظور كمك گرفتن از آنها و افزودن نيرو بوسيلهء آنها در راه جهاد بوسيلهء آنها در راه جهاد امر نمود ، فرمود :
وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ . . .
- به كسانى كه در راه خدا در جهاد كشته ميشوند هرگز « اموات » نگوئيد .
بَلْ أَحْياءٌ . . .
- در معناى اين عبارت چند قول است :
1 - ابن عباس و قتاده و مجاهد و حسن و عمر و بن عبيد و و اصل بن عطا ميگويند : مراد اين است كه آنان نمردهاند و در حقيقت تا روز قيامت زنده ميباشند جبائى و رمّانى و جميع مفسرين همين قول را اختيار كردهاند و صحيح هم همين است 2 - مشركين مىگفتند اصحاب محمّد بدون جهت خود را در جنگها بكشتن ميدهند و آنان بكشته شدن از بين ميروند و نابود مىشوند خداوند در جواب آنها اعلام كرد كه گفتار مشركين ابداً درست نيست و مقتولين در جهاد در روز قيامت مجدّداً زنده ميشوند و بپاداش خود مىرسند اين قول را غير از بلخى هيچكس نگفته است .
3 - اصمّ ميگويد مراد اين است كه كشته شدگان راه خدا چون داراى هدايت و ايمان و دين صحيح هستند نمردهاند و زنده هستند بدليل گفتار خداوند
: أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ
« 1 » يعنى آيا كسى كه مرده بود و او را زنده نموديم كه منظور از مرگ و زندگى ضلالت و هدايت است » .
4 - مقصود اين است كه چون از آنها نام نيك در روزگار باقى مانده است زنده ميباشند ، چنان كه حضرت امير مؤمنان عليه السَّلام فرمود :
« هلك خزّان الأموال و العلماء باقون ما بقى الدّهر اعيانهم مفقودة و آثارهم في القلوب موجودة »
يعنى آنان كه مالك
هامش
( 1 ) آيه 122 سورهء انعام