آن نبودند - يعنى نبوّت و پيامبرى -
أَنْ يُنَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ . . .
- خداوند از روى فضل فرو ميفرستد بر هر كه از بندگانش بخواهد .
و آن عبارت است از وحى و پيامبرى .
فَباؤُ بِغَضَبٍ
و برگشتند به غضب .
يهود پس از آنكه در برابر دشمنان خويش محمّد صلى اللَّه عليه و آله را مايه فتح و پيروزى خويش ميدانستند و ميگفتند : او پيامبرى است كه برانگيخته خواهد شد از اين عقيده برگشتند و هنگامى كه آن وجود مقدس مبعوث شده راه ارتداد و انكار را پيمودند و در حقيقت برگشت بغضب خداوند نمودند و بواسطهء كفر سزاوار دورى از رحمت خدا شدند .
مؤرج ميگويد : معناى
« فَباؤُ بِغَضَبٍ »
بر وفق لغت جرهم اين است كه آنان سزاوار لعنت و دورى از پروردگار شدند و كلمهء « باء » بطور مفرد استعمال نميشود تا اينكه گفته شود : رجوع و برگشت او بخير بود يا بشرّ .
ابو عبيده ميگويد : منظور از اين جمله آن است كه غضب پروردگار را بر خود هموار و مورد تصديق قرار دادند و ريشهء « بوء » به معناى تقرير و استقرار است .
عَلى غَضَبٍ . . .
- روى غضب .
در آن چند قول است .
1 - عطا ميگويد : منظور از غضب اوّل هنگامى بود كه يهود قبل از بعثت پيامبر تورات را تحريف كرده و تغيير دادند و غضب دوّم زمانى بود كه بعد از بعثت انكار آن وجود مقدس نمودند .
2 - سدى معتقد است : غضب اوّل زمانى بود كه گوساله را پرستش كردند و غضب دوم هنگامى كه پيامبر را انكار نمودند .
3 - حسن و عكرمه و قتاده ميگويند : اوّلى هنگامى بود كه عيسى را انكار و دوّمى زمانى كه پيامبر اسلام را باور نكردند .