تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧

تفسير :

وَ لَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ . . .
- و هنگامى كه آمد ايشان را كتابى از نزد خدا موقعى كه قرآن كتاب آسمانى و معجزهء پيامبر اسلام بر يهود بنى اسرائيل آمد .
مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ . . .
- تأييد ميكرد آنچه را با ايشان بود . تأييد مينمود كتابهاى آسمانى را كه خداوند قبل از قرآن نازل كرده بود مانند توراة و انجيل . در تأييد نمودن قرآن آن كتابها را دو احتمال است . 1 - تأييد مينمود خبرهايى را كه در تورات و انجيل ذكر شده . 2 - تصديق مينمود كه آنها از نزد خدا آمده و باطل نيستند .
وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ . . .
- و از پيش - از نزول قرآن و بعثت پيامبر - يهود طلب فتح و پيروزى مينمودند . در معناى « استفتاح » چند وجه است . 1 - منظور از آن استنصار و طلب يارى و پيروزى از خداوند است بطورى كه در جنگها عرضه ميداشتند : خداوندا ما را فاتح و پيروز گردان بحقّ پيامبر درس نخوانده ، خدايا تو را بحقّ پيامبرى كه برانگيخته خواهد شد قسم ميدهيم كه ما را نصرت عنايت فرما ، پس در حقيقت طلب يارى ميكردند . 2 - منظور از آن اين است كه بدشمنان خود ميگفتند : اين پيامبرى است كه زمان او به طول ميأنجامد و ما را نصرت و مدد خواهد داد در برابر شما . 3 - منظور از آن استعلام است به نحوى كه از دانشمندان خود اوصاف پيامبرى كه از عرب برگزيده خواهد شد پرسش مينمودند و آنان اوصاف آن وجود مقدس را بيان ميكردند پس هنگامى كه مبعوث شد راه انكار را پيمودند . 4 - معناى استفتاح اين است كه از خداوند ميخواستند كه آنان را با كفّار عرب محاكمه كند همانطورى كه شاعر گفته .
الا ابلغ بنى عصم رسولًا * فانّى عن فتاحتكُم غنيّ « 1 »
هامش
( 1 ) چرا پيغامبرى بطائفهء بنى عصم نمىفرستى و نمىگويى : من از محاكمهء شما بىنيازم