شرح لغات
لا تلبسوا - نپوشيد - نياميزيد - « لبس » به معناى اشتباه كارى - آميختن حق به باطل و « لبُس » پوشيدن - و چون جامه بدن را ميپوشاند به آن « لباس » گفتهاند در مقابل « لبس » « ايضاح » ( آشكار ساختن ) است .
باطل - مقابل حق - بيهوده و فاسد و كلمات : « بطلان ، فساد ، كذب و زور » تقريباً همه بيك معنا هستند .
تكتموا - پنهان ميكنيد .
برّ - بكسر يا - نيكى و با كلمات « احسان و صِلَت » بيك معنا است و بفتح آن سرزمين و فضاء پهناور و بضمّ به معناى گندم است .
تنسون - فراموش ميكنيد - از نسيان - از ياد رفتن چيزى كه قبلًا معلوم بوده است ولى كلمه « سهو » أعم از آن است و گاهى نسيان به معناى ترك است .
تتلون - ميخوانيد از تلاوت پى در پى آوردن و خواندن از فعل - « تلى » پشت سرآمد و فرق تلاوت با قرائت اينست كه تلاوت پى در پى آمدن حروف و قرائت جمع آن است .
تعقلون - ميدانيد - تعقّل ميكنيد اصل عقل به معناى باز داشتن است و به پاى بند شتر « عقال » ميگويند و دانستن را « عقل » گفتند چون صاحبش را از زشتيها باز ميدارد و از اين جهت در مورد خدا عاقل گفته نميشود .
تفسير
اين خطابات متوجه رؤساى بنى اسرائيل است كه شما حقّ را با باطل نياميزيد و چهرهء نورانى حقيقت را با غبار باطل ميپوشانيد چه ، آنان قسمتهايى از كتاب آسمانى خود را پذيرفته و قسمتهاى ديگر را كه مربوط به بيان صفات رسول اكرم بود انكار ميكردند و در اينكه منظور از حقّ و باطل چيست ؟ وجوهى بيان شده است .
1 - آنچه از تورات پذيرفته و بدان عمل كرد نه « حق » و آنچه را كنار گذارده و انكار نمودند « باطل » .