علت اينكه ما مىگوئيم انبياء مرتكب گناه مطلقا نميشوند اينست كه گناهان بعقيدهء ما همه كبيره هستند و اگر گناهى را صغيره و كوچك ميشمرند با مقايسه و سنجش بگناه بزرگتر است . و مرتكب گناه مستحق سرزنش و عقاب است .
و مسئلهء « حبط » گناه بعقيدهء ما درست نيست و چون ساحت انبياء از سرزنش و عقاب دور است پس ناچار آنان گرد هيچ گناهى نمىگردند .
بديهى است اگر پيامبرى گناه كند ديگران از پذيرفتن امر و نهى او دورى مىجويند زيرا روح انسان از كسى پذيرش دارد كه در بارهاش احتمال ارتكاب گناه ندهد و چون هدف بعثت انبياء نجات بشر است بايد آنچه را كه سبب دورى مردم از آنان مىگردد مانند بيمارى روحى و يا جسمى كه سبب نفرت است نداشته باشند تا مردم گرد آنان جمع شده از نور هدايتشان بهرهمند گردند .
اين درخت چه بود ؟
در اين كه درخت حرام چه بود اختلاف شده است از اين قرار :
1 - سنبلهء گندم از نظر ابن عباس .
2 - درخت انگور از نظر « ابن مسعود » 3 - درخت انجير از نظر « ابن جريح » 4 - درخت كافور از « حضرت على بن ابى طالب » عليه السلام بيان شده است .
5 - درخت علم خير و شرّ از « كلبى » 6 - درختى كه ملائكه از ثمرهاش خوردند و جاودانى شدند از « ابن جذعان »
« فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ »
يعنى با خوردن ميوهء آن درخت شما از ستمكاران به خود خواهيد شد و كسى كه خود را از ثوابى محروم مىدارد صحيح است كه به او گفته شود « او به خود ستم كرده است » .
پاداش بدون عمل
جمعى مىگويند لازم نيست پاداش هميشه در برابر عمل باشد بلكه ممكن است